اول ماه مه، روز هم‌بستگی طبقاتی تمام کارگران جهان بر علیه ستم و بندگی

حسن معارفی‌پور             «پرولتاریای همه کشورها متحد شوید!»  این شعار اولین بار در سال 1848 در آخرین جمله مانیفست حزب  کمونیست توسط کارل مارکس و فردریش انگلس به‌منزله‌ی یک سند پایه برای ابراز هم‌بستگی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر در سراسر جهان، هم‌چنین به‌عنوان مطالبه‌ای فراگیر از سوی اتحادیه‌ی کمونیست‌ها مطرح شد. هدف کمونیست‌ها رسیدن به سوسیالیسم از طریق اتحاد و هم‌بستگی طبقاتی و سوسیالیستی بین تمام کارگران و ستم‌کشان از طبقات و اقشار مختلف اجتماعی با هژمونی سوسیالیستی است. اگرچه مطالبه‌ی هشت ساعت کار در روز از اوایل دهه‌ی ۱۸۳۰ به‌عنوان یکی از خواسته‌های محوری طبقه‌ی کارگر بریتانیا مطرح شده بود؛ اما ریشه‌های روز اول ماه مه به موج گسترده‌ای از اعتراضات کارگری در ایالات متحده بازمی‌گردد که از سال ۱۸۶۷ آغاز شد و در سراسر کشور گسترش یافت. اعتراضاتی که در سال ۱۸۸۶ با اعتصاب‌های سراسری کارگران آمریکایی پیوند خورد و نقطه‌ی اوج آن، برگزاری

بیشتر بخوانید...

برای شکست راست افراطی، باید نژادپرستی (و ضدنژادپرستی) را جدی گرفت*

اگو پالتا[1] مترجم: هنگامه هویدا           نشر آمستردام به‌تازگی نخستین اثر جمعی از یک مجموعه‌ی جدید را منتشر کرده است که به آثار پژوهش‌گران موسسه‌ی «لا بوئتی» اختصاص دارد؛ نهادی که بر تحلیل راست افراطی، تحولات سیاسی معاصر و راه‌های مقابله با آن تمرکز دارد. این کتاب با عنوان راست افراطی، صعودی که می‌توان مهار کرد منتشر شده است. به همین مناسبت، نشستی با حضور شماری از اعضای تحریریه‌ی نشریه‌ی کنترتان[2] با عنوان «چگونه می‌توان راست افراطی را شکست داد؟» برگزار شد. متنی که پیش رو دارید، نسخه‌ای گسترش ‌یافته از سخنرانی اوگو پالتا، هماهنگ‌کننده‌ی این کتاب است؛ پژوهش‌گری که عمده‌ی کارهایش به تحلیل فاشیسم، راست افراطی و نژادپرستی ساختاری اختصاص دارد. او در این سخن‌رانی، به یکی از ابعاد کلیدی اما کمتر مورد توجه در مبارزه با راست افراطی می‌پردازد: مبارزه با نژادپرستی.   در این‌جا می‌خواهم به موضوع فصلی بپردازم که خودم در کتاب

بیشتر بخوانید...

مارکسیسم، یک سنت آمریکایی*

آیدان بیتی مترجم: سمیه ولی‌زاده         در ایالات متحده نیز مانند بسیاری از کشورها، منتقدان مارکسیسم، آن را به عنوان وارداتی‌ای بی‌ریشه و خارجی معرفی می‌کنند. با این حال، هم تحسین‌کنندگان آمریکایی کارل مارکس و هم حملات محافظه‌کاران به او، جای‌گاهی متمایز برای مارکسیسم در زندگی عمومی آمریکا قایل شده‌اند.   بررسی کتاب کارل مارکس در آمریکا نوشته اندرو هارتمن (انتشارات دانشگاه شیکاگو، ۲۰۲۵) اولین کتاب آمریکایی‌ای که واژه‌ی «جامعه‌شناسی» را در عنوان خود داشت، جامعه‌شناسی برای جنوب  (۱۸۵۴) نوشته‌ی جورج فیتس هیو[1] از ایالت ویرجینیا و از مخالفان سخت لغو برده‌‌داری بود. این کتاب یکی از نوشته‌های متعددی بود که در آن دوره برای دفاع از اقتصاد، سیاست و اخلاق برده‌داری نوشته می‌شد. فیتس هیو با استفاده از زیرعنوان «شکست جامعه‌ی آزاد»، انتقادی رها و کاملا غیرصادقانه از ایالت‌های شمالی، اقتصاد سیاسی آنها، اخلاقیات به زعم او فاسدشان و دلبستگی‌شان به آزادی‌های کاذب سرمایه‌داری صنعتی پرداخت.

بیشتر بخوانید...

خوانش کتاب سرمایه مارکس (بخش چهارم)

حسن معارفی‌پور           ضرورت بازخوانی سرمایه در دوران حاکمیت «روح زمانه» دراین‌جا روح درمفهوم هگلی به‌کار گرفته می‌شود؛ روح عینی، روح ذهنی و روح مطلق. روح زمانه، به روند و فضای حاکم بر زمانه‌ای که از لحاظ ایدئولوژیک، زیبایی‌شناختی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی همه‌ی حوزه‌های زندگی را تسخیر کرده، اطلاق می‌شود. روح عینی نزد هگل شامل محدوده‌ی زبان، آداب و رسوم، سبک‌وسیاق زندگی و علاوه‌بر آن، حقوقِ انتزاعی و اخلاقیاتی‌ست که جامعه‌ی بورژوایی، خانواده و دولت را شکل می‌دهند. به‌بیان دیگر، خانواده، جامعه‌ی بورژوایی و دولت، محصول روحِ عینی هستند. روح سوبژکتیو نیز برای هگل چیزی نیست مگر آگاهیِ فردی و سوبژکتیو و نیز برداشت‌های فردی از واقعیت اجتماعی و جهان تا بالاترین مرحله‌ی منطق. از دیدگاه هگل، روح مطلق شامل مفاهیم هنر، مذهب و فلسفه است. به این ترتیب، زیر سوال‌بردن روح نزد مارکسیسم عامی، بدون شناخت از مفاهیمی که هگل درمورد روح به‌کار می‌برد،

بیشتر بخوانید...

واگن پارس: روایتی از انحطاط در سایه‌ی نئولیبرالیسم

محمدرضا کریمی           در شرایطی که مدافعان نئولیبرالیسم بی‌وقفه بر ضرورت خصوصی‌سازی و ارتقای کارآمدی مدیریتی پای می‌فشارند، روندهای اجرایی‌شده در راستای تسهیل خصوصی‌سازی، بازپس‌گیری امتیازاتی که به کارگران داده شده و کاهش اندک نظارت‌های موجود بر محیط‌های کار، عملا به تعمیق و تسریع بحران‌های ساختاری در صنایع مختلف، از جمله شرکت واگن پارس اراک، انجامیده‌اند. در این بستر، کارویژه‌ی مدیریت به‌عنوان ابزاری ایدئولوژیک در خدمت اهداف نئولیبرالی، بر کنترل متمرکز است و غالبا به معنای افزایش نظارت بر نیروی کار، تلاش برای کمینه کردن حقوق کارگران (مقررات‌زدایی) و اعمال محدودیت بر تحقق همان حقوق  کمینه تعبیر می‌شود. در این چارچوب، نقش مدیریت نه آن‌گونه که در گفتمان مسلط گفته می‌شود، تمرکز بر توسعه پایدار یا ارتقای رفاه نیروی کار، بلکه بیشینه‌سازی سود برای سرمایه‌داران است. مدیریت در فرآیند خصوصی‌سازی، به عنوان واسطه‌ای عمل می‌کند که وظیفه‌ی آن تسهیل انتقال مالکیت و اجرای سیاست‌هایی است که

بیشتر بخوانید...

گزارش میدانی از کارگران پروژه‌ای

هولدرا           در خصوص بحران‌های مزمن و ساختاری کار در پروژه‌ها، نوشته‌های بسیاری منتشر شده‌اند؛ اما آن‌چه در اینجا بیان می‌کنم، نه صرفا تحلیلی نظری، بلکه تجربه‌ای زیسته است. نزدیک به دو سال است که به‌ عنوان یک نیروی پروژه‌ای درگیر چرخه‌ی فرساینده‌ای از کار شده‌ام؛ جایی که ذهن، روان و بدنم به‌طور مستقیم رنج‌ها، بی‌عدالتی‌ها، تبعیض‌ها و نابرابری‌هایی را که پیش از این تنها به‌صورت مفهومی می‌شناختم، با گوشت و استخوان لمس کرده‌ام. کافی‌ست بگویم در ساختار پروژه‌ای، عملا هیچ نظارت موثری بر ساعت کاری کارگران وجود ندارد. آنها روزانه بین ۱۲ تا ۱۴ ساعت کار می‌کنند، بدون آن‌که این حجم از کار در پرداخت یا در نظر گرفتن مزایا بازتابی داشته باشد. اغلب شرکت‌های مادر و هلدینگ‌هایی که پروژه‌ها را در اختیار می‌گیرند، از همان ابتدا خود را از هرگونه مسولیت مستقیم در قبال نیروی انسانی شانه خالی می‌کنند. ساختار سلسله‌مراتبی پروژه‌ها به این

بیشتر بخوانید...

آغاز سخن؛ رسمیت‌بخشی به استثمار از راه تهیناسازی واژگان

محمدرضا کریمی           در سپهر زبانی نهادهای جمهوری اسلامی، آن‌چه به بازنشستگان پرداخت می‌شود، اغلب با واژه‌ی «مستمری» شناخته می‌شود؛ واژه‌ای که در ظاهر بی‌طرف، اما در بنیان واجد بار معنایی عمیقا ایدئولوژیکی است. این لفظ، به‌نحوی پنهان‌کارانه، پرداخت مستمر و ماهانه‌ای را تداعی می‌کند که گویی از کیسه‌ی «دیگری» (خواه دولت، خواه صندوق بازنشستگی، یا جامعه) به کارگران بازنشسته هبه شده است. در این معنا، بازنشستگان نه هم‌چون دریافت‌کنندگان حقوقی که متعلق به خود آنان است، بلکه به عنوان افرادی نیازمند و وابسته به پرداخت‌های حمایتی تصویر می‌شوند. برای نمونه، در آیین‌نامه‌های صندوق بازنشستگی کشوری، همواره از عنوان «حمایت معیشتی مستمری‌بگیران» استفاده می‌شود، بی‌آن‌که به منطق بازپرداخت دستمزدهای تعویقی اشاره‌ای شود. یا در گفتار رسمی دولتیانی چون وزیر رفاه، بارها عبارت‌هایی نظیر «پرداخت مستمری برای تامین حداقل معیشت» دیده می‌شود که هم‌زمان بار حمایتی، ترحم‌آمیز و غیربازپرداختی دارد. این تصویر تحریف‌شده را باید در بستر

بیشتر بخوانید...

نوزادِ شیفت شب

یوسف رسولی         برای آن‌هایی که هرگز آغاز نشدند ٭٭٭٭       نوزاد را، در تاریکیِ استیل و سِرُم، پیش از آن‌که نخستین نفس را بکشد، شکنجه کردند— نه با چاقو، که با خالیِ آغوش.   بند ناف را نه بریدند، پاره کردند تا صدای مادر در لوله‌های ونتیلاتور گم شود، در جیغی بی‌نام که هرگز آزاد نشد.   نخستین هوا، دودی خسته بود که از ریه‌ی اگزوز برمی‌خاست. نخستین آغوش، پلاستیکیِ سرد بود بی‌دست، بی‌نبض، بی‌نفس. و لبخند، تابشی گذرا از چراغ نئونِ سقف، که خاموش شد پیش از پلک زدن.   او گریه نکرد. فقط چشم‌هایش کبود شد، و آرام‌آرام، رنگ خاک گرفت— بی‌نام، بی‌تابعیت، بی‌حق.   در شناسنامه‌اش هیچ واژه‌ای نبود، فقط یک مهر: «در حال بررسی.»   او هنوز در خیابان قدم می‌زند، در ایستگاه، خیره می‌نشیند، در صف، بی‌صدا ایستاده، در میدان، می‌میرد. و در نگاه ما، هرگز به دنیا نیامده.

بیشتر بخوانید...

بازخوانی انتقادی ایدئولوژی سلطنت‌طلبی و فاشیسم اسلامی در نسبت با انقلاب ۱۳۵۷

حسن معارفی‌پور           در میان تولیدات رسانه‌ای وابسته به طیف سلطنت‌طلب و حامی سامانه‌ی پادشاهی، اخیرا نشریه‌ای به زبان آلمانی با عنوان «ایران در گفتمان» به زبان آلمانی توسط محافل سلطنت‌طلب منتشر شده است. این نشریه سعی می‌کند با روایتی تحریف‌شده از تاریخ معاصر ایران، تصویری از انقلاب ۱۳۵۷ ارایه دهد که گویا جنبش انقلابی مردم ایران چیزی جز ائتلافی اشتباه از چپ‌ها و اسلام‌گرایان تحت لوای ضد‌امپریالیسم، برعلیه مدرنیزاسیون شاهانه نبوده است. این روایت با اتکا به تئوری توطئه، انقلاب را نه به‌مثابه‌ پدیده‌ای اجتماعی و طبقاتی، بلکه به عنوان انحرافی از مسیر پیش‌رفت و توسعه معرفی می‌کند. این تصویر نه‌فقط ساده‌انگارانه و غیرتاریخی، بلکه آشکارا کاذب و ایدئولوژیک است. چنین تحلیلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، در خدمت فاشیسم رومانتیک ایرانی و نازیسم سلطنتی قرار دارد. هر کس این قرائت را بپذیرد، عملا در برابر ماشین تبلیغاتی فاشیستی خلع سلاح شده است. نگارنده قصد ندارد در

بیشتر بخوانید...

خوانش کتاب سرمایه مارکس (بخش سوم)

حسن معارفی‌پور             رابطه‌ی مالکیت خصوصی و دولت در آثار مارکس مساله‌ی مالکیت خصوصی به‌شکل مدرن درچارچوب جامعه‌ی بورژوایی، نخستین‌بار ازسوی «ژان ژاک روسو» در قرن هجدهم مطرح شد. دولت به عنوان یک ارگان طبقاتی حافظ منافع یک طبقه به صورت کلی و حفظ این منافع با ابزارهای قهری است. دولت همچنین از نظر مارکس به هیچ وجه محصول قرارداد اجتماعی نیست، بلکه محصول ضرورتی تاریخی و طبقاتی برای حفظ مالکیت خصوصی از طریق ابزار قهریه و قانون است. اگر چه روسو نخستین کسی بود که مالکیت خصوصی را منشا اصلیِ تمام نابرابری‌ها دانست و خواهان برابری اقتصادی بود، اما راه‌کار پیشنهادیش برای برچیدن نابرابری، توزیع مجدد مالکیت بود بی‌آ‌‌ن‌که لغو مالکیت خصوصی به‌عنوان سلبِ مالکیت از دیگران به ذهن‌اش خطور کند. این درحالی بود که مارکس برخلاف روسو و کانت، اعتقاد داشت: «تنها با غلبه بر شیوه‌ی تولید بورژوایی است که لغو مالکیت خصوصی

بیشتر بخوانید...

نتانیاهو هم‌زمان با حمله به نهادهای حقوقی اسراییل، بر بی‌پایانی نسل‌کشی در غزه نیز مهر تایید می‌زند*

ژان شائول مترجم: محمدرضا کریمی             دولت راست‌ افراطی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل، در تلاش است تا تمام انحصارات برآمده از قدرت خود را حذف کند و مخالفان سیاسی‌اش در ساختار حکومتی موجود (از جمله رونن بار[1]  رییس آژانس جاسوسی داخلی شین‌بت و گالیا بهاراو-میارا[2] دادستان کل ) را حذف نماید. این اقدامات، بخشی از آمادگی‌های دولت برای سرکوب گسترده‌تر تمامی اشکال مخالفت با سیاست‌های آن در داخل و خارج است. هفته‌ی گذشته، در اقدامی بی‌سابقه که هدف آن حذف نظارت قضایی بر دولت است، کابینه به اتفاق آرا، علیه بهاراو-میارا، کسی که به‌عنوان دادستان کل، عالی‌ترین مقام حقوقی اسراییل و یکی از معدود موانع اسمی قدرت اجرایی به‌ شمار می‌رود و هم‌چنین ریاست دادستانی عمومی را نیز بر عهده دارد، رای عدم اعتماد داد. این سمت به ‌صورت مستقل و غیرسیاسی و برای یک دوره‌ی ثابت تعیین می‌شود. این رای، نخستین گام در روندی

بیشتر بخوانید...

در راستای ادامه‌‌ی سیاست قحطی توسط اسراییل، تمام نانوایی‌های سازمان ملل در غزه تعطیل شدند*

اندره دیمون[1] مترجم: محمدرضا کریمی             روز سه‌شنبه [12فروردین] تمام نانوایی‌های غزه که توسط برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل اداره می‌شدند، به دلیل کمبود غذا و سوخت ناشی از محاصره‌ی دایمی اسراییل تعطیل شدند. اسراییل به مدت حدودا یک ماه، مانع ورود هرگونه غذا، سوخت، آب و برق به نوار غزه شده است. این بخشی از یک سیاست عمدی برای گرسنگی‌دادن و پاک‌سازی قومی است که هدفش کشتار یا آوارگی فلسطینی‌ها در غزه و الحاق سرزمین آنهاست. روز سه‌شنبه استفان دوجاریک[2]، سخنگویِ آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل گفت: «امروز، ۲۵ نانوایی که در طول آتش‌بس توسط برنامه جهانی غذا پشتیبانی می‌شدند، به دلیل کمبود آرد و نبود گاز پخت‌وپز تعطیل شده‌اند.» دفتر رسانه‌ای دولت غزه اعلام کرد که سیاست گرسنگی اسراییل «باعث تعطیلی کامل همه نانوایی‌ها و تشدید بحران قحطی شده است.» در این بیانیه آمده است که اقدامات «جنایی» اسراییل «با هدف

بیشتر بخوانید...

دموکرات‌های سنای آمریکا با اکثریت قاطع، محدودیت فروش تسلیحات به اسراییل را رد کردند*

جِیکوب کراس  مترجم: محمدرضا کریمی           برای دومین بار در کمتر از چهار ماه، سنای آمریکا با رایی قاطع از ادامه‌ی نسل‌کشی در غزه حمایت کرد و دو قطع‌نامه‌‌ی جلوگیری از ارسال حدود ۹ میلیارد دلار سلاح به دولت اسراییل را رد کرد. قطع‌نامه‌‌ی S.J.33 ‌که با ۱۵رای موافق در برابر ۸۲ رای مخالف شکست خورد، تلاش داشت از ارسال ۲ میلیارد دلار سلاح، از جمله ۳۵۰۰۰ بمب ۲۰۰۰ پوندی MK 84 و ۴۰۰۰ کلاهک نفوذگر I-2000  جلوگیری کند. این کلاهک در سیستم موشکی  AGM-130  (هوا به زمین) استفاده می‌شود و برای نابودی پناه‌گاه‌ها، سازه‌های دفن‌شده‌ی عمیق و اهداف مستحکم طراحی شده است. قطع‌نامه‌‌ی‌ S.J.26 نیز در پی جلوگیری از ارسال نزدیک به ۷ میلیارد دلار سلاح، از جمله هزاران بمب ۵۰۰ پوندی و کیت‌های JDAM  برای تبدیل بمب‌های بدون هدایت به مهمات به ‌اصطلاح «دقیق» بود. این قطع‌نامه‌ نیز تنها ۱۵ رای موافق کسب کرد

بیشتر بخوانید...

گزارشی از حادثه‌ی درگیری بومی-غیربومی در هفت‌تپه*

محمدرضا کریمی           هر سال از آبان تا اردیبهشت، فصل برداشت نیشکر در هفت‌تپه آغاز می‌شود و صدها کارگر فصلی «نی‌بُر» از مناطق اطراف (نظیر شوش، شوشتر و اندیمشک) برای کار راهی این مجتمع می‌شوند. این کارگران با قراردادهای موقت، ستون فقرات برداشت محصول هستند؛ اما همواره با بی‌ثباتی شغلی مواجه‌اند. در سال جاری (فروردین 1404)، با وجود ادامه برداشت نیشکر، بسیاری از کارگران فصلی هنوز جذب کار نشده‌اند. دلیل اصلی، افزایش تعداد ماشین‌آلات برداشت است که  جایگزین نی‌بُرها شده و فرصت‌های شغلی آن‌ها را محدود کرده است. بنا به اظهارات یکی از کارگران متخصص بریدن نیشکر؛ مدیریت شرکت با خرید کمباین‌های جدید، قصد حذف بیش از دو هزار کارگر نی‌بُر از چرخه‌ی برداشت را داشته که در سال جاری منجر به بی‌کاری عده‌ی زیادی شده است. مساله نه برسر ورود، بلکه بر سر نحوه‌ی ورود ماشین‌آلات و روند انسانیت‌زدایی از کسانی است که سال‌هاست استثمار

بیشتر بخوانید...

آغاز سخن؛ شبه‌زبان و اخلال در پدیداری آگاهی

محمدرضا کریمی           در پاره نوشته‌ها و سخن‌پراکنی‌های جریان طرف‎دار بازار آزاد، با صورت‌بندی گفتاری‌ای روبه‌رو هستیم که در تقلای برخورد شدید با مفاهیم است؛ زیرا این مفاهیم هستند که با برخاستن از زیست فرودستان، مشروعیت برساخته‌ی ساختار مسلط را به چالش می‌کشند. اکنون با تلاش بی‌وقفه‌ی سخن‌پراکنان چسبیده به آن جریان در «مفهوم‌زدایی» مواجه‌ایم؛ روندی که نه تنها بار تاریخی و دلالت‌های رهایی‌بخش مفاهیمی هم‌چون آزادی، برابری و رفع ستم را تهی می‌سازد، بلکه آنها را از طریق مداخلات گفتمانی و چینش‌های واژگانی بی‌مدلول، به نشانه‌هایی در خدمت بازتولید سلطه بدل می‌گرداند. در بطن منطق سلطه‌گرایانه‌ی سرمایه‌داری(جایی که شبه‌زبان به جای زبان می‌نشیند) ا‌ست که چنین روندی توان عرض اندام یافته و در هیبت ایدئولوژی صلب، نه تنها موجب انسداد راه گفتمان‌های بدیل را فراهم می‌سازد، بلکه حتی بستر زایش سوژه‌ی نقاد را نیز تخریب می‌کند. این مفهوم‌زدایی، نه به‌مثابه پدیده‌ای ناگهانی، بلکه به‌عنوان عاملی

بیشتر بخوانید...

مرگ کلمات

هولدرا           خونِ  انگشتانم سنگ‌های داغ را روشن می کند. چون دریچه‌ی مرگ آن سوی دره‌ای تهی زنی سوگوار فریاد می‌زند به حرف بیا دخترکِ زخمی این واژه‌های پایانی ات را! می‌اندیشم با آن راه پر پیچِ خم سیاهی که پدر را پیر نشده کشت. به دست نیافتنی‌های از دست رفته. کدامین حرف؟ همان بیهودگی‌های  تباه شده، مثل کلماتی که از گلوی مردی گرسنه خارج  شدند، تا تمام شود؟ بگو با دستانم آشنایی؟ دیگر چه کسی اشک خواهد ریخت بر کلماتی که عمق رنج را به سخره گرفته‌اند؟ کدامین حقیقت کلمات را از ابتذال نجات خواهد داد؟ وکدامین اندیشه ی ژرف ما را از غرق شدگیِ سطحی؟ تنها به مادرم بگویید به سراغم بیاید، کمی واژه در قالب اشک دارم که می‌توانم بیان کنم، که می‌تواند باور کند، چرا که او یگانه فهم من از هستی بود. او به فراتر از درک انسان رسیده بود فهم

بیشتر بخوانید...

مروری بر کتاب 1348*

حسن معارفی‌پور           سیامک مهاجری سال 1348 را سالی سرنوشت‌ساز برای ادبیات به صورت کلی و نقطه‌عطفی در تاریخ ادبیات و سیاست ایران ارزیابی می‌کند. سالی که بین کودتای 28 مرداد 32 و انقلاب شکست‌خورده‌ی 57 قرار گرفته و در طول این کتاب، به عنوان یک نقطه‌عطف تغییرات حیاتی مورد بررسی قرار داده شده است. در ابتدای کتاب مهاجری تلاش می‌کند با تعریف ادبیات از طریق بررسی کتاب ژان پل سارتر به اسم «ادبیات چیست؟» و توضیح انگیزه‌ها دلایل ترجمه‌ی این کتاب به فارسی روشن کند.کتاب «ادبیات چیست؟» کتاب مهاجری از یک مقدمه‌ی کوتاه و قصل‌های نسبتا کوتاهی تشکیل شده است. بازخوانی کل این فصل‌ها با جزییاتشان، کار این نوشتار کوتاه نیست. در این‌جا هدف مرور و بررسی انتقادی روح کلی حاکم بر کتاب و در نهایت، برآوردن نتیجه‌ای مشخص برای کنشی انقلابی در مفهوم مارکسیستی آن است، مساله‌ای که کتاب 1348، ما را تقریبا به

بیشتر بخوانید...

خوانش کتاب سرمایه مارکس (بخش دوم)

حسن معارفی‌پور             مارکسیسم علیه اروپامحوری تاثیر تاریخ‌باوری هگلی بر مارکس و انگلس به‌قدری زیاد است که  هر دو در برخی از نوشته‌های نخستین خود، ایده‌های هگلی هم‌چون روند تکاملِ عقل در تاریخ، پروسه‌ی تکامل تاریخیِ جهان و حمایتِ تلویحی از نوعی ایده‌ی اروپایی را دنبال می‌کردند. با این‌حال، آثار متاخر مارکس و انگلس به‌خوبی نشان می‌دهد که هردو فیلسوف حساب خود را با ایده‌های اروپامحوری به‌کلی صاف کرده‌اند. مساله‌ی اروپامحور بودن مارکس و انگلس را ادوارد سعید با کتاب شرق‌شناسی مطرح کرد.1  ادعای سعید این است که چون مارکس و انگلس اروپایی بوده و در مورد جهان شرق صحبت کردند؛ پس اروپامحور هستند. قبل از هرچیز لازم است اشاره شود که سعید درک مغشوشی از شرق‌گرایی دارد و همان‌طور که گفته، اولین کسی نبوده که مساله‌ی شرق‌‌شناسی را طرح کرده است. مساله‌ی دیگر این است که سعید چندین شکل از شرق‌‌شناسی را بیان می‌کند.

بیشتر بخوانید...

۱۵ مارس: بزرگ‌ترین تظاهرات تاریخ صربستان!*

زوونکو دان[1]– از شاخه‌ی یوگسلاوی «بین‌الملل کمونیستی انقلابی» مترجم: محمدرضا کریمی           بی‌تردید در ۱۵ مارس، در بلگراد صربستان، بزرگ‌ترین تظاهرات تاریخ صربستان برگزار شد. با استناد به تصاویر آرشیوی تجمعات برگزار شده، این تظاهرات حدود ۳۰۰٬۰۰۰ نفر را دربرگرفته و بسیاری بر این باورند که حتی از این هم بیشتر بوده است. پس از تجمعات گسترده‌ی ماه فوریه در اتوکوماندا[2]، یکی از تقاطع‌های ترافیکی اصلی در بلگراد، و روی پل آزادی در نووی ساد[3] ، دانش‌جویان تجمعات جدیدی را در کراگویواتس[4] و نیش[5] ترتیب دادند تا برای تظاهرات روز شنبه آماده شوند. گرچه دانش‌جویان اعلام کردند که تجمع روز شنبه آخرین تجمع نخواهد بود؛ بسیاری تصور می‌کردند که این روز، روز سقوط رژیم الکساندر ووچیچ[6] خواهد بود. حتی یک روز پیش از تظاهرات بزرگ، تصاویر و ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شد که صف‌های عظیمی از خودروها را در ایستگاه‌های عوارضی بزرگراه‌ها به سوی بلگراد

بیشتر بخوانید...

چرا قدرت ما در ورودی‌بندی* است؟**

مترجم: محمدرضا کریمی         این متن، تقریبا دو سال پیش در سایت سوسیالیست ورکر نگاشته شده است. از آن‌جا که برآمده از تجربه‌ی مبارزاتی کارگران انگلستان در یک دهه‌ی اخیر بوده، با بیانی ساده نوشته شده و افزون بر آن، شکست بسیاری از اعتصابات و اعتراضات کارگران ایران در سال‌های اخیر، رها کردن محل کار بوده، بنابراین ، بازگردانی متن حاضر و انتشارش، با این هدف که بتواند پاسخ‌گوی بخش هرچند اندکی از معضلات پیشِ روی کارگران باشد، ضروری قلم‌داد شده است. استقبال از بازگشت اعتصابات به ادارات، انبارهای کالا و بیمارستان‌ها نشان دهنده‌ی میزان تغییر سیاست‌های بریتانیا در طول سال گذشته است. پس از یک دوره‌ی طولانی که رسانه‌ها شادمانه مرگ اتحادیه‌ها را اعلام می کردند، اکنون اعلام اخبار اعتصابات در تلویزیون و روزنامه ها متداول شده است. اما ممکن است کنش تظاهرات پس از غیبتی درازمدت، برای کارگرانی که قبلا هرگز اعتراضی نداشته‌اند، عجیب به

بیشتر بخوانید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *