وزارت انرژی ایران برای نخستین بار، حمله به زیرساخت برق در استانهای جنوبی را تایید و هر چند مشخص نکرده است کدام نیروگاهها، خطوط انتقال یا تاسیسات توزیع آسیب دیدهاند، چه میزان از ظرفیت شبکه از دست رفته و تعمیر آن چه مدت طول خواهد کشید، از ساکنان خواسته است مصرف خود را کاهش دهند. این درخواست در میانه گرمای شدید نشان میدهد که تخریب ناشی از جنگ اکنون بیش از پیش به خانهها و در امتداد آن به شرایط کار و بازتولید روزانهی نیروی کار منتقل شده است.
با وجود عدم اعلام جزییات، معنای اجتماعی حمله به شبکهی برق را نمیتوان تنها با تعداد تاسیسات آسیب دیده سنجید. برق بخشی از زیرساخت بازتولید اجتماعی است. یعنی در زمرهی مجموعه امکاناتی که نیروی کار برای زنده ماندن، استراحت، درمان، تغذیه و بازگشت روزانه به محل کار به آن نیاز دارد، قرار میگیرد. در جنوب، سرمایش خانهها، پمپهای آب، یخچالها، درمانگاهها و بسیاری از محیطهای تولیدی به تامین مستمر برق وابستهاند. از این رو، هدف قرار گرفتن شبکهی برق، حمله به زیست مادی کارگران است. کارگران فضای باز، کارگران ساختمانی و بندری، رانندگان، سالمندان، بیماران و ساکنان خانههای کمکیفیت بیش از دیگران در معرض گرما و اختلال برق قرار دارند.
اثر کمبود برق نیز طبقاتی است. خانوارهای برخوردار میتوانند از مولدهای برق یا امکان جابهجایی موقت استفاده کنند. خانوار مزدبگیر و کمدرآمد معمولا چنین امکاناتی ندارد. بنابراین یک ساعت قطع یا کاهش برق برای همه معنای یکسانی ندارد. ممکن است موجب آزردگی محدود گروهی شود و در مقابل، برای گروهی دیگر به خطر سلامت، فساد مواد غذایی، اختلال خواب و کاهش توان کار در روز بعد تبدیل شود.
درخواست عمومی برای «صرفهجویی» این تفاوت را پنهان میکند. زبان رسمی، بحران زیرساختی را به مجموع رفتارهای فردی مصرفکنندگان تبدیل میکند. گویی مسالهی اصلی آن است که خانوارها کولر یا وسایل برقی کمتری روشن کنند. در حالی که کمبود موجود، طبق گزارشها، در نتیجهی مصرف ناگهانی مردم پدید نیامده و دستکم بخشی از آن به حملات نظامی به زیرساختها و بخشی دیگر نیز به خطاهای ساختاری خود حاکمیت مربوط است. انتقال تمرکز از عامل تخریب و سازمان توزیع برق به رفتار مصرفکننده، مسولیت بحران را از سطح ساختاری به سطح فردی منتقل میکند.
هنوز خبر رسمیای در راستای تایید وقوع خاموشی گسترده یا جیرهبندی، مخابره نشده است. با این وجود، درخواست از مردم برای کاهش مصرف نخستین علامت انتقال بحران به خانوارهاست. اگر حملات ادامه یابد یا تعمیر شبکه به تعویق بیفتد، صرفهجویی داوطلبانه میتواند به محدودیت اجباری تبدیل شود. در آن مرحله، مسالهی اصلی نه تنها میزان برق موجود، بلکه مناسبات قدرتی خواهد بود که تعیین میکند هزینهی کمبود را کدام طبقه و کدام منطقه تحمل کند.