در فاصلهی دو روز، میان ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر از خاک مراکش وارد سیوتا شدند. سیوتا قلمروی کوچک اسپانیا در شمال آفریقاست که جمعیت آن حدود ۸۴ هزار نفر است. گروهی از مهاجران از حصارهای مرزی گذشتند، عدهای خود را از راه دریا به ساحل رساندند و شماری نیز در ازدحام مسیرهای ورودی گرفتار شدند. دولت اسپانیا اعلام کرده که دستکم ۶۷ نفر در جریان این عبور جان باختهاند. برخی غرق شدند و برخی دیگر هنگام عبور از حصار یا در فشار جمعیت کشته شدهاند.
ابعاد ورود مهاجران چنان گسترده بود که زندگی روزمره در سیوتا برای ساعاتی از نظم معمول خارج شد. خیابانها، سواحل و اطراف مراکز موقت مهاجران پر از افرادی شد که آب، غذا و محل خواب نداشتند. بعضی ساکنان مغازههای خود را بستند و گروهی از حضور ناگهانی هزاران نفر ابراز نگرانی کردند. درگیریهای پراکنده نیز گزارش شده است. با این وجود، تصویر بحران تنها به برخورد میان مهاجران، پلیس و ساکنان محدود نبوده است. در میان مهاجران کسانی بودند که بعد از ماهها یا سالها حرکت از کشورهای آفریقایی، بدون پول، سرپناه یا امکان بازگشت، خود را در قلمروی اسپانیا یافته بودند. باید در نظر داشت که مفهوم بحران از دید مهاجران بیان شده و با لفظ مورد نظر دولتهای سرمایهداری که به منظور انسانزدایی از مهاجران آن را به کار میبرند، در تضاد است.
مقامهای اسپانیایی گفتهاند تا عصر جمعه بیش از ۴۸ هزار نفر به مراکش بازگردانده شدند. این بازگردانی سریع، یکی از مهمترین ابعاد حقوقی بحران است. همهی کسانی که وارد سیوتا شدند، شهروند مراکش نبودند. برخی از سودان و دیگر کشورهای آفریقایی آمده بودند و بازگرداندن آنان به مراکش به معنای بازگشت به کشور مبدا نبود. چند مهاجر در گفتوگو با خبرنگاران گفتهاند که در مراکش خانه، شغل یا شبکه حمایتی ندارند و تنها امیدشان، رسیدن به خاک اروپا بوده است.
دولت اسپانیا در واکنش به این بحران اعلام کرد که مانعی شناور به طول حدود ۵۰۰ متر در کنار موجشکن میان مراکش و سیوتا نصب خواهد کرد. وزارت کشور اسپانیا گفته است که این مانع بیش از آنکه دیواری نفوذناپذیر باشد، نشانهای برای مشخص کردن مرز و بازداشتن افراد از ورود است؛ اما تجربهی مرزهای مهاجرتی نشان میدهد که بستن یک مسیر معمولا به پایان حرکت مهاجران منجر نمیشود. انسداد راههای ممکن، موجب بروز حرکت در مسیرهای طولانیتر و خطرناکتر میشود. چنین حصاری، ممکن است تعداد عبورها از یک نقطه را کاهش دهد؛ اما احتمال غرق شدن، گم شدن یا گرفتار شدن مهاجران در دست قاچاقچیان را افزایش میدهد.
رابطهی پرتنش اسپانیا و مراکش نیز در مرکز این بحران قرار دارد. برخی مقامهای اسپانیایی و کارشناسان احتمال دادهاند که نیروهای مرزی مراکش عمدا از جلوگیری از حرکت مهاجران خودداری کردهاند تا بر دولت اسپانیا فشار وارد کنند. گزارشهایی نیز پیرامون انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که مردم را به حرکت به سوی سیوتا دعوت میکردهاند. روزنامهی «لو پاریزین»، این احتمال را بررسی کرده که مهاجرت به ابزاری برای بیثباتسازی اسپانیا یا گرفتن امتیاز از مادرید تبدیل شده باشد.
اختلاف تنها در میان مادرید و رباط باقی نماند. رهبران ۲۲ کشور اروپایی خواهان برگزاری نشست اضطراری دربارهی بحران سیوتا شدند. شماری از دولتها اسپانیا را متهم کردند که با سیاستهای مهاجرتی خود، ورود غیرقانونی به اتحادیه اروپا را آسان کرده است. حتا پیشنهادهایی برای افزایش کنترل بر مرزهای اسپانیا یا محدود کردن جایگاه آن در منطقهی شنگن مطرح شد. در پاسخ، پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، این برخورد را خودخواهانه توصیف کرد و گفت کشورهای اروپایی نمیتوانند خواستار آزادی رفت و آمد درون اتحادیه بوده و در مقابل، مسولیت مرزهای بیرونی را تنها بر دوش دولتهای مرزی بگذارند.
در نگاه نخست، اختلاف دولتها بر سر تعداد نیروهای مرزی، حصار، شنگن و شیوهی بازگردانی مهاجران است. در پس این مناقشه، تضادی ژرفتر وجود دارد. اسپانیا اندکی پیش از بحران سیوتا، برای حدود ۶۰۹ هزار و ۷۰۰ مهاجر که پیش از اول مارس ۲۰۲۵ وارد اسپانیا شده بودند، مجوز کار موقت صادر کرده بود. دولت این برنامه را راهی برای خارج کردن مهاجران از اقتصاد پنهان، دریافت مالیات و پاسخ به نیاز بازار کار معرفی کرده بود. مخالفان گفتند چنین تصمیمی افراد بیشتری را به مهاجرت تشویق خواهد کرد.
قرار گرفتن مجوز کار در کنار حصار مرزی، تناقض اصلی سیاست مهاجرتی اروپا را آشکار میکند. اقتصاد اسپانیا و بسیاری از کشورهای اروپایی به نیروی کار مهاجر نیاز دارند. کشاورزی، ساختوساز، خدمات شهری، گردشگری، حملونقل، مراقبت از سالمندان و کار خانگی، بدون کارگران مهاجر با کمبود نیرو یا افزایش شدید هزینه روبهرو میشوند. بسیاری از این مشاغل دستمزد کم، امنیت محدود و شرایط سخت دارند و کارفرمایان برای پر کردن آنها به افرادی متکیاند که قدرت چانهزنی کمتری دارند.
در این ساختار، مهاجر به آن شرط که نیروی کاری ارزان و در دسترس باشد، مورد پذیرش قرار میگیرد. همان فرد اگر خواهان حق ورود، اقامت پایدار، پیوستن اعضای خانواده یا برخورداری از حمایت قانونی شود، به صورت یک خطر امنیتی بازنمایی میشود. چارهای که دولتها اندیشیدهاند، ناپایدارسازی وضعیت است. یعنی قرار دادن فرد در موقعیتی که طی آن حق ماندن در منطقهای که با صرف هزینههای زیاد بدان رسیده، به نیاز بازار وابسته است.
مجوز موقت کار، امکان بهبود زندگی هزاران نفر را فراهم میسازد؛ اما موقتی بودنش، رابطهای نابرابر ایجاد میکند. کارگری که مجوز موقت کار دارد و همواره نگران پایان اعتبار اقامت یا از دست دادن شغلش است، توان چانهزنی ناچیزی پیرامون دستمزد خود یا ساعات کار یا رفتار کارفرما دارد.
علل بنیادین بحران سیوتا را نیز نباید از نظر دور داشت. فقر، جنگ، بیکاری، نابرابری میان دو سوی مدیترانه که از انتقال ثروت از جنوب به شمال آن ناشی شده، بسته بودن مسیرهای قانونی و نیاز مداوم اروپا به نیروی کار مهاجر، همگی در شکلگیری آن نقش دارند. حتا اگر نقش احتمالی مراکش در کاهش کنترل مرزی بر اساس اغراضی سیاسی اثبات شود، باز هم توضیحی برای آن که چرا دهها هزار نفر آمادهاند در فرصتی کوتاه جان خود را برای عبور از مرز به خطر بیندازند، نخواهد بود.