کشته شدن دو نظامی آمریکایی و مفقودشدن یک نفر در حملهی ایران به پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن، جنگ را وارد مرحلهای جدید کرده است. برای نخستین بار پس از فروپاشی آتشبس، هزینهی مستقیم نبرد به نیروهای آمریکا رسیده و همزمان موقعیت اردن به عنوان میزبان پایگاههای واشنگتن را به یکی از کانونهای آشکار بحران تبدیل کرده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد حملهی روز جمعه با موشکهای بالستیک و پهپادها انجام شده و علاوه بر دو کشته و یک مفقود، چهار نظامی دیگر را راهی بیمارستانهای اردن کرده است. نام قربانیان تا کنون اعلام نشده است. یک مقام آمریکایی نیز به واشنگتن پست گفته است پایگاه موفق السلطی در ازرق با دست کم یک موشک هدف قرار گرفت و بخشی از پرتابهها از پدافند آمریکا و اردن عبور کردند. ترکیب دقیق مهمات، میزان خسارت پایگاه و چگونگی شکست سامانههای دفاعی هنوز بهطور مستقل روشن نشده است.
واشنگتن ساعاتی بعد، دور تازهای از حملات را آغاز کرد. فرماندهی مرکزی آمریکا مدعی شد جنگندهها، پهپادها و ناوهای این کشور مراکز نظارت، زیرساخت لجستیکی نظامی، انبارهای زیرزمینی تسلیحات و امکانات دریایی ایران را هدف گرفتهاند. این عملیات هفتمین شب متوالی حملات آمریکا توصیف شده است. گزارشهای ایرانی نیز از آسیب به پلها، جادهها، تاسیسات برق و آبشیرینکن در جنوب کشور خبر دادهاند. همزمان، حملات ایران به کویت به یک تاسیسات نفتی و مجموعه برق و آبشیرینکن خسارت زده و چند نفر را زخمی کرده است.
با این حال، توصیف تحول اخیر بهعنوان گذار جنگ «از زیرساخت به تلفات انسانی» دقیق نیست. حمله به پل، نیروگاه، بندر یا آبشیرینکن از ابتدا هزینههایی انسانی داشته است. آن بخش از هزینهی جنگ که تا کنون عمدتا بر دوش مردم ایران، ساکنان کشورهای خلیج فارس و دریانوردان قرار داشت و عمدتا نادیده گرفته میشد، اکنون به صورت مرگ نظامیان آمریکایی وارد محاسبات داخلی واشنگتن شده است.
این تمایز برای فهم واکنش آمریکا اهمیت دارد. دولتها معمولا خسارتهای زیرساختی و غیرنظامی در خارج از مرزهای خود را با زبان «کاهش توان دشمن»، «هدف دوکاربردی» یا «خسارت جانبی» از نظر سیاسی مدیریت میکنند. اما مرگ سربازان خودی ظرفیت متفاوتی برای بسیج افکار عمومی و فشار کنگره برای مطالبهی انتقام ایجاد میکند. وزیر دفاع آمریکا پس از حمله نوشت که کشته شدن نیروها بر عزم واشنگتن افزوده است. چنین زبانی نشان میدهد دولت کوشیده تلفات را مجوزی برای تشدید عملیاتی که بعدتر انجام داد، معرفی کند.
در عین حال، فشار برای پاسخ گستردهتر با محدودیتهای داخلی آمریکا روبهرو است. گزارشهای منتشر شده شمار نظامیان آمریکایی کشته شده از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تا کنون را ۱۶ نفر و شمار مجروحان را بیش از ۴۳۰ نفر اعلام کردهاند. هدف فوری حملات تلافیجویانهی آمریکا، بازسازی اعتبار بازدارندگی است؛ یعنی اثبات اینکه حمله به نیروهایش هزینهای سنگینتر برای ایران خواهد داشت. مشکل این منطق آن است که بازدارندگی از طریق مجازات، شبکهی اهداف مقابل را نیز گسترش میدهد. هر حملهی آمریکا به خاک ایران، تهران را به هدفگرفتن پایگاهها، سامانههای دفاعی و تاسیسات کشورهای میزبان سوق میدهد. در برابر آن، هر حملهی ایران نیز واشنگتن را وادار به زدن ضربهای دیگر میکند. در نتیجه، مانورهایی که گویا قرار است حدود جنگ را مشخص کنند، در حال جا به جا کردن همان حدود هستند.
اردن در مرکز این تناقض قرار گرفته است. این کشور میزبان پایگاههای مهم آمریکا و یکی از گرههای شبکهی نظامی واشنگتن در منطقه است. بر اساس گزارش نیویورک تایمز در 19 ژوئیه، محدودیتهای اعمال شده بر فعالیت نیروهای آمریکایی در بحرین، قطر و امارات بر اهمیت عملیاتی اردن افزوده است. با این وجود، افزایش نقش نظامی به معنای افزایش اختیار سیاسی نیست. ممکن است دولت اردن خاک و پدافند خود را در اختیار عملیات مشترک قرار داده باشد؛ اما تصمیمات لازم پیرامون دامنهی حملات آمریکا، در واشنگتن گرفته میشود. در مقابل، پیآمدهای امنیتی، احتمال حملهی متقابل و هزینهی اجتماعی آن در داخل اردن باقی میماند.