اعتصاب غذای زندانیان واحد دو قزل‌حصار وارد مرحله‌ای دیگر شده است. شماری از معترضان، پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام به سلول‌های انفرادی، لب‌های خود را دوخته‌اند و در نهمین روز اعتراض از آغاز «اعتصاب غذای خشک» خبر داده‌اند. گزارش‌ها از وخامت حال بعضی زندانیان حکایت دارد؛ اما به گفته‌ی معترضان، هیچ مقام مسولی برای پاسخ‌گویی یا رسیدگی به خواسته‌های آنان وارد عمل نشده است. ویدیوهای منتشر شده نشان می‌دهد اعتراض، به شکل کنشی جمعی در درون بند اجرا شده است. این هم‌بستگی اهمیت دارد؛ زیرا زندانیان مرز میان محکومِ امروز و قربانی احتمالی فردا را در هم شکسته‌اند.

این اعتراض از ۲۲ تیر آغاز شده است. زمانی که زندانیان با تحویل‌ نگرفتن جیره‌ی غذایی خود، در برابر افزایش اعدام‌ها، به‌ویژه در پرونده‌های مواد مخدر، ایستادند. دوختن لب‌ها صرفا بر وضعیتی دلالت دارد که زندانی در آن ناچار شده برای شنیده ‌شدن، بدن خود را به آخرین رسانه‌ی در دست‌رس بدل سازد. شکلی از نمایان‌سازی رنجی که نهاد زندان می‌کوشد پنهانش سازد.

کتاب تصور الغا، به ویراستاری دیوید گوردون اسکات و اما بل، تاکید می‌کند که اندیشه‌ی الغای مجازات اعدام، غالبا «از پایین» و به‌ ویژه در میان کسانی که سرکوب را مستقیما تجربه می‌کنند، شکل می‌گیرد. همین خاستگاه سبب می‌شود صدای آنان در تاریخ رسمی کم‌تر ثبت شود؛ زیرا تاریخ را معمولا نهادهایی می‌نویسند که شکل جاری زندان و مجازات را ضروری و طبیعی جلوه می‌دهند. از این رو، لب‌های دوخته ‌شده‌ی قزل‌حصار، گذار از استیصال و گواهی بر دانشی‌اند که از درون زندان و علیه حقیقت رسمی آن تولید می‌شود.

اسکات و بل، با بازخوانی سنت‌های سوسیالیستی و آنارشیستی، پنج محور نقد تمرکز قدرت، نقد نابرابری اجتماعی، دفاع از آزادی، هم‌بستگی و هم‌یاری متقابل، و سنجش مجازات با معیارهای اخلاقی را در مرکز الغاگرایی قرار می‌دهند. از دید آنان، زندان نهادی مولد سلطه، بیگانگی و انسان‌زدایی است.

فصل مربوط به تولستوی بر خطر عادی ‌شدن اعدام تاکید دارد و به این می‌پردازد که قانون نمی‌تواند وجدان فرد را از مسولیت معاف کند. هم‌چنین، نام «حکم» نیز ماهیت خشونت را تغییر نمی‌دهد. کم‌ترین وظیفه‌ی انسان این است که درباره‌ی خشونت قانونی، به خود و دیگران دروغ نگوید. اعتراض اخیر قزل حصار، همین عادی‌سازی را مختل می‌کند. آن چه قرار بوده در سکوت اداری اجرا شود، به مساله‌ای عمومی بدل شده است.

کتاب به نقل از کروپوتکین، بیان می‌کند که شدت مجازات، میزان جرم را کاهش نداده و لغو مجازات مرگ به افزایش قتل منجر نمی‌شود. به نظر او، شرایط مادی زندگی، فقر، قیمت نان و امنیت اجتماعی تاثیری واقعی‌تر از تهدید مجازات دارند. این استدلال، اعدام را از ادعای بازدارندگی تهی می‌کند و پرسش را از «چگونه شدیدتر مجازات کنیم؟» به «چه شرایطی آسیب را تولید می‌کند؟» انتقال می‌دهد.

حمایت از زندانیان قزل‌حصار نباید به رمانتیسیته نمودن وضعیت و ترحم نسبت به لب‌های زخمی آنان محدود شود. هم‌بستگی یعنی ثبت صدایشان، مراقبت از سلامت اعتصاب‌ کنندگان، مقابله با انزوای تحمیل شده توسط ساختار زندان و جلوگیری از فراموش ‌شدن اعتراض، پس از پایان چرخه‌ی خبری.