واکاوی

۱۰ موضوع۹ روزنامهآخرین به‌روزرسانی ۱۹:۵۰

اکونومیک تایمز ـ هند

کویت سومین متحد آمریکاست که طی دو روز مورد هدف قرار گرفته؛ تلفات نظامی ایران در یک هفته به ۱۳ نفر رسید

اکونومیک تایمز در صفحه‌ی جهان خود دور تازه‌ای از تشدید جنگ را گزارش کرده است. بر اساس این گزارش، ایران در واکنش به حملات آمریکا، اهدافی مرتبط با نیروهای ایالات متحده در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده و کویت به سومین متحد واشنگتن تبدیل شده که ظرف دو روز با حمله روبه‌رو شده است. حملات آمریکا به مواضع ایران نیز ادامه داشته و روزنامه، شمار کشته ‌شدگان نظامی ایرانی در هفته‌ی جاری را ۱۳ نفر اعلام می‌کند. این دور رویارویی، پس از حمله‌ی آمریکا به تاسیسات و مواضع نظامی ایران و تشدید مناقشه بر سر تنگه‌ی هرمز شکل گرفته است.

منطق «حمله ـ تلافی ـ تلافیِ تلافی» نشان می‌دهد که جنگ به شکلی می‌تواند از رابطه‌ی دو دولت فراتر رفته و کل ساختار امنیتی خلیج فارس را وارد به درون خود بمکد. پایگاه‌های آمریکا در منطقه در زمان صلح ابزار اعمال قدرت واشنگتن بوده و اکنون، کشورهای میزبان را نیز به بخشی از میدان درگیری تبدیل کرده است.

فایننشال تایمز ـ آمریکا

خسارت ۱.۴ میلیارد پوندی لویدز لندن از جنگ آمریکا و ایران؛ صنعت بیمه هزینه‌ی تخریب زیرساخت‌های خلیج فارس را می‌پردازد

فایننشال تایمز گزارش داده که بازار بیمه‌ی لویدز لندن انتظار دارد در نتیجه‌ی جنگ آمریکا و ایران، متحمل خسارتی در حدود ۱.۴ میلیارد پوند شود. بخش عمده‌ی مطالبات به خسارات وارده به زیرساخت‌ها در جریان درگیری مربوط است. به نوشته‌ی روزنامه، ایران در جریان جنگ از پهپاد و موشک برای حمله به نیروگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های حیاتی کشورهای منطقه استفاده کرده است. مدیر لویدز گفته است خسارت‌های مربوط به جنگ اوکراین و جنگ ایران مجموعا می‌تواند برای صنعت بیمه قابل ‌مدیریت باشد؛ اما این روی‌دادها بار دیگر مساله‌ی قیمت‌گذاری مخاطرات جنگی و زیرساختی را به مرکز مباحث بازار بیمه بازگردانده‌اند.

این گزارش یک وجه معمولا پنهان جنگ را آشکار می‌کند. جنگ، شبکه‌ای عظیم از انتقال هزینه را نیز ایجاد می‌کند. نابودی زیرساخت‌ها و پرداخت بیمه‌ی خسارت توسط شرکت‌های بیمه، منجر به افزایش نرخ بیمه توسط بیمه‌گران شده است. شرکت‌ها هزینه را به قیمت کالا و خدمات منتقل کرده و در نهایت، بخشی از هزینه‌ی جنگ از طریق قیمت‌ها، بودجه‌ی عمومی و حق بیمه به کل جامعه منتقل شده است.

استریتس تایمز ـ سنگاپور

تشدید جنگ ایران منجر به بروز نگرانی‌هایی پیرامون مرگ غیرنظامیان شده است؛ حمله به یک مراسم عروسی، بار دیگر مساله‌ی هزینه‌ی انسانی جنگ را پیش کشیده است

استریتس تایمز با عنوان «تشدید جنگ ایران نگرانی درباره‌ی مرگ غیرنظامیان را افزایش می‌دهد» به افزایش تلفات انسانی در درگیری میان ایران و ایالات متحده پرداخته است. گزارش حاوی این است که حملات آمریکا در ایران علاوه بر اهداف نظامی، به کشته ‌شدن غیرنظامیان منجر شده و به‌طور مشخص به حمله‌ای اشاره می‌کند که یک مراسم عروسی را در جنوب ایران هدف قرار داده است. هم‌زمان، دولت اسراییل نیز اعلام کرده در صورت حمله‌ی ایران آماده است «با نیرویی عظیم» پاسخ دهد. این نشانه‌ای بر آن است که خطر گسترش دوباره‌ی جنگ، هم‌چنان جدی است.

اصطلاح «حمله‌ی دقیق» یکی از کلیدی‌ترین زبان‌های مشروعیت‌بخش جنگ مدرن است. فن‌آوری هدایت ‌شونده شاید دقت نظامی را افزایش دهد؛ اما این واقعیت سیاسی که جنگ در محیطی اجتماعی رخ می‌دهد که زیست غیرنظامیان در آن جریان دارد را حذف نمی‌کند. کشتار غیرنظامیان، دقیقا بخشی از ساختار واقعی جنگ است.

یو‌اس‌ای تودی ـ آمریکا

موشک «خیبرشکن» معادله‌ی دفاعی آمریکا در خلیج فارس را به چالش کشیده است

یو‌اس‌ای تودی در گزارش اصلی خود نوشته که نسل جدید موشک‌های بالستیک ایران، به‌ویژه «خیبرشکن»، توانسته برای شبکه دفاع موشکی آمریکا در خلیج فارس مشکلاتی جدی ایجاد کند. این موشک بردی حدود ۹۰۰ مایل داشته، با سوخت جامد کار می‌کند و کلاهک آن قادر به تغییر مسیر در مرحله نهایی است. مقام‌های سابق نظامی و اطلاعاتی آمریکا به روزنامه گفته‌اند که همین قابلیت مانور، پیش‌بینی نقطه‌ی اصابت و ره‌گیری را دشوار می‌کند. گزارش از خسارت‌های وارد شده به پایگاه‌های آمریکا در بحرین و اردن سخن گفته و به ارزیابی‌های یک ژنرال بازنشسته اشاره می‌کند که معتقد است استقرار سنتی آمریکا در منطقه دیگر مصونیت سابق را ندارد. روزنامه در عین حال تصریح می‌کند که بخشی از ادعاها درباره میزان دقیق خسارت‌ها به دلیل محدودیت دسترسی به تصاویر ماهواره‌ای مستقل به‌سادگی قابل راستی‌آزمایی نیست.

معماری نظامی آمریکا در خلیج فارس بر این فرض بنا شده بوده که تمرکز عظیم تجهیزات در پایگاه‌های ثابت، بی‌آن‌که هزینه‌ای هم‌سنگ با خود این زیرساخت‌ها تحمیل شود،قدرت را به بیرون فرافکنی می‌کند. گسترش سلاح‌های دقیق و متحرک این منطق را معکوس کرده است. آن تمرکز سرمایه و تجهیزات نظامی که زمانی منبع قدرت بوده، اکنون می‌تواند به نقاط آسیب‌پذیر تبدیل شود.

آن چه گزارش نشان می‌دهد، این است که مفهوم «برتری تکنولوژیک مطلق» آمریکا، محصول یک دوره تاریخی خاص بوده و اکنون، فن‌آوری ارزان‌تر و جنگ نامتقارن می‌توانند هزینه‌ی حفظ یک ساختار نظامی بسیار گران‌قیمت را افزایش دهند.

وال‌استریت ژورنال ـ آمریکا

جنگ ایران و آمریکا اقتصاد خلیج فارس را فرسوده کرده است؛ پروژه‌ی «مرکز تفریح و سرمایه‌ی جهان» با واقعیت جنگ تلاقی پیدا کرده است

وال‌استریت ژورنال نوشته است رهبران کشورهای عربی خلیج فارس که در آغاز جنگ انتظار منازعه‌ای کوتاه‌مدت را داشتند، اکنون عملا سال ۲۰۲۶ را از نظر اقتصادی سالی ازدست ‌رفته تلقی می‌کنند. هتل‌های لوکس با کاهش مسافر روبه‌رو شده‌اند و تعدیل نیرو کرده‌اند. مسابقات و جشنواره‌ها جابه‌جا یا ملغا شده‌اند. جام جهانی ورزش‌های الکترونیکی عربستان از ریاض به پاریس منتقل شده و مسابقه‌ی فرمول یک عربستان نیز لغو گردیده است. حمل‌ونقل هوایی، گردشگری، املاک، کشتی‌رانی و هتل‌داری تحت فشارند و تغییر مسیر کشتی‌ها هزینه‌ی واردات را افزایش داده است. یک پیمان‌کار اماراتی به روزنامه گفته حتا پس از پایان جنگ نیز ممکن است شش ماه طول بکشد تا وضعیت به حالت عادی نزدیک شود.

حکومت‌های خلیج فارس، طی یک دهه‌ی گذشته میلیاردها دلار برای تبدیل شهرهایی چون ریاض، دبی و ابوظبی به مراکز گردشگری، ورزش، املاک و سرگرمی جهانی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. گزارش نشان می‌دهد این مدل انباشت به‌شدت به «امنیت قابل فروش» وابسته است. سرمایه‌ی گردشگری و مالی به محض بالا رفتن ریسک نظامی، سریع‌تر از سرمایه‌ی صنعتی محل را ترک خواهد کرد.

زیان جنگ به‌طور مساوی توزیع نمی‌شود. صاحبان سرمایه می‌توانند پروژه‌ای را تعلیق کرده، سرمایه را منتقل نموده یا روی‌دادی را به کشور دیگری ببرند. نیروهای کار چنین آزادی عملی را ندارند و از آن جا که عمدتا کارگران مهاجر هستند، فشار مضاعفی را متحمل می‌شوند.

فایننشال تایمز ـ خاورمیانه

مرتس در میانه‌ی نبرد حزبش با راست افراطی به حاشیه رفته است؛ انتخابات منطقه‌ای شکاف در محافظه‌کاران آلمان را آشکار کرده است

بنا به توصیف فایننشال تایمز، در جریان یک رقابت انتخاباتی منطقه‌ای، فریدریش مرتس در حالی که حزب و متحدان سیاسی او می‌کوشند با فشار فزاینده‌ی راست افراطی مقابله کنند، به حاشیه رانده شده است. گزارش نشان می‌دهد محافظه‌کاران آلمان با مساله‌ی دشواری روبه‌رو هستند و آن این است که چگونه در برابر رشد جریان‌های راست رادیکال رای خود را بدون آن‌که به پذیرش دستورکار همان جریان سوق داده شوند، حفظ کنند.

نارضایتی سیاسی در خلأ ایجاد نمی‌شود. فرسایش امنیت شغلی، بحران مسکن، کاهش خدمات عمومی و تفاوت میان مراکز برخوردار و مناطق پیرامونی، می‌توانند زمینه‌ی مادی نارضایتی را فراهم سازند. راست همواره در تلاش بوده علت این نارضایتی را گروه‌های ضعیف‌تر اجتماعی جلوه دهد.

محافظه‌کاران سنتی نیز هنگامی که برا ماندن در قدرت دست به اقتباس واژگان و صورت‌بندی‌های راست افراطی می‌زنند، لزوما آن را تضعیف نمی‌کنند. برعکس، چارچوب فکری رقیب را به «عقل سلیم» سیاسی تبدیل نموده و به راست افراطی این توان را می‌دهند که حتا بدون ورود مستقیم به دولت نیز بتواند محدوده‌ی گفت‌وگوی سیاسی را به سمت خود جذب کند.

استیتسمن ـ هند

پس از سخن‌رانی یک رهبر دالیت، محل تجمع را «پاک‌سازی» کردند؛ خارگه اعلام کرده این فقط توهین به من نیست، بازتولید رسم «نجس‌انگاری» است

استیتسمن گزارش داده که مالیکارجون خارگه، رییس حزب کنگره و رهبر اپوزیسیون در راجیا سبها، خواستار ثبت پرونده علیه عاملان مراسم «پاک‌سازی» در محل سخن‌رانیش در هالدوانی شده است. به گفته‌ی خارگه، پس از تجمع ۸ اوت در میدان رام‌لیلا، همان نقطه‌ای که او در آن سخن‌رانی کرده بود «تطهیر» شد. اقدامی که او آن را نه صرفا بی‌احترامی سیاسی، که نشانه‌ای از تداوم سنت لمس‌ناپذیری و نجس‌انگاری دالیت‌ها قلمداد کرده است. خارگه یادآوری کرده که وزیر بهداشت هند پیش‌تر در پارلمان وعده‌ی تحقیق داده بود؛ اما با گذشت ۲۴ روز هنوز پرونده‌ای ثبت نشده است. او برای نشان‌دادن ابعاد تاریخی مساله نیز به مبارزه‌ی بی. آر. آمبدکار علیه نظام کاست و ساتیاگراهه‌ی مهاد در سال ۱۹۲۷ اشاره کرده است.

نظام کاست افزون بر شکل سلسله ‌مراتبی اعتقادی، ساختاری تاریخی است که جایگاه افراد را در تقسیم کار و مالکیت زمین تعیین کرده است. به همین دلیل، لغو قانونی «لمس‌ناپذیری» به‌تنهایی تخواهد توانست مناسبات مادی و فرهنگی بارتولیدگر این تبعیض را از میان ببرد.

سرمایه‌داری نیز الزاما این سلسله ‌مراتب پیشینی را نابود نخواهد کرد. بسیاری از آنان را طی قالب تازه‌ای، در بازار کار و توزیع ثروت بازتولید می‌کند. کاست و طبقه یک چیز نیستند؛ اما بر یک‌دیگر اثر می‌گذارند. قرارگیری گروه‌هایی که نسل‌ها از زمین و مشاغل دارای منزلت محروم بوده‌اند، در پایین‌ترین لایه‌های اقتصادی، محتمل‌تر بوده است.

گلوب اند میل ـ کانادا

دادگاه دستور افشای اسناد انتقال نازی‌ها به کانادا را داد؛ رد پای برنامه‌ی محرمانه‌ی سیا در آغاز جنگ سرد

گلوب اند میل گزارش داده است که دادگاه فدرال کانادا دولت را ملزم کرده بخش‌های حذف‌شده‌ی گزارشی تاریخی درباره‌ی انتقال هم‌کاران نازی به کانادا پس از جنگ جهانی دوم منتشر شود. این گزارش را آلتی رودال برای کمیسیون تحقیق جنایتکاران جنگی کانادا در دهه‌ی ۱۹۸۰ تهیه کرده بوده است. بخش مورد اختلاف به «بی‌نظمی‌ها در اسکان مجدد فراریان و ماموران سابق» مربوط است. بر اساس مطالب منتشرشده، واحد «پژوهش و اسکانِ مجدد» ارتش آمریکا در اروپا که در گزارش به ‌عنوان پوششی برای سیا و دیگر نهادهای اطلاعاتی معرفی شده، در انتقال شماری از افرادی که با نازی‌ها هم‌کاری کرده بودند، نقش داشته است. برخی پرونده‌های مهاجرتی نیز بدون بررسی کامل پیشینه پذیرفته شده بوده‌اند. مورخان می‌گویند افشای اسناد بیشتر می‌تواند ابعاد استفاده‌ی دستگاه‌های اطلاعاتی غرب از این افراد در آغاز جنگ سرد را روشن‌تر کند.

این پرونده شکاف میان روایت اخلاقی رسمیِ «پیروزی دموکراسی بر فاشیسم» و منطق عملی دولت در آغاز جنگ سرد را آشکار می‌کند. پس از تغییر دشمن اصلی از آلمان نازی به اتحاد شوروی، ارزش سیاسی برخی نیروها نیز تغییر کرد. کسانی که در نظم پیشین مجرم یا هم‌کار دشمن بودند، در نظم جدید به «دارایی اطلاعاتی» تبدیل شدند.

نکته‌ی مهم‌تر، نقش ضدکمونیسم در بازآرایی سیاسی پس از جنگ است. این که هم‌کاری یک فرد با ساختار نازی مانعی در استفاده از او به وجود نیاورده، نشان می‌دهد که منافع دولت‌ها بر اخلاق مورد ادعایشان ارجحیت داشته است. بنابراین، برخلاف فیلم‌های هالیوودی و تبلیغات رسانه‌ای، میان «دشمن تمدن» و «متحد قابل استفاده» هیچ فاصله‌ای وجود نداشته است. افشای این اسناد می‌تواند بخشی از تاریخ مادی شکل‌گیری بلوک غرب را از زیر لایه‌ی روایت‌های رسمی بیرون بکشد.

بوستون گلوب ـ آمریکا

دولت ترامپ تهدید مالیاتی علیه مدارس را گسترش می‌دهد؛ ممکن است برنامه‌های حمایتی برای دانش‌آموزان سیاه‌پوست، معافیت مالیاتی مدارس را به خطر بیندازد

بوستون گلوب نوشته که دولت ترامپ مقرراتی را پیشنهاد داده که براساس آن مدارس و دانشگاه‌هایی که برنامه‌های پذیرش، بورس تحصیلی یا حمایت هدفمند از دانش‌آموزان و دانشجویان سیاه‌پوست و دیگر اقلیت‌ها دارند، در صورت تشخیص «تبعیض نژادی» ممکن است از سوی اداره مالیات، معافیت مالیاتی خود را از دست بدهند. وزارت خزانه‌داری گفته است معیار باید برا ساس رفتار با افراد به‌عنوان اشخاص مستقل باشد و نه براساس نژاد. منتقدان، این اقدام را گسترش فشار سیاسی دولت بر آموزش عالی و حمله به برنامه‌هایی می‌دانند که برای مقابله با نمادهای تاریخی تبعیض ایجاد شده‌اند. طبق گزارش، مقررات بالقوه می‌تواند تا حدود ۱۸ هزار موسسه را دربر گیرد و گروه‌های دانشگاهی از احتمال اعتراض حقوقی سخن گفته‌اند.

دولت در اینجا از ابزار مالیات به‌عنوان اهرم انضباط سیاسی استفاده می‌کند. معافیت مالیاتی، بودجه‌ی تحقیقاتی و اعتبار مالی موسسات، ابزارهایی‌اند که بدون تعطیلی رسمی یک دانشگاه، دامنه‌ی تصمیم‌گیری مستقل آن را محدود می‌کنند. بودجه و مالیات نیز علاوه بر پلیس و قانون کیفری، ابزارهای قدرت دولت مدرن هستند.

ادعای «برابری صوری» می‌گوید همه باید بدون توجه به نژادشان، به شکلی یک‌سان دیده شوند؛ اما اگر گروه‌ها با میراث‌های به‌شدت نابرابر در مالکیت، ثروت خانوادگی، کیفیت مدرسه، محل سکونت و شبکه‌های اجتماعی وارد رقابت شوند، حذف هرگونه سیاست جبرانی به برابری واقعی منجر نخواهد شد. صورت حقوقیِ برابر می‌تواند بر مناسبات مادیِ نابرابر سوار شود و همان نابرابری را بازتولید کند.

دیلی تلگراف ـ بریتانیا

نفت، مناقشه‌ی فالکلند را دوباره به مرکز سیاست برد؛ میدان «سی لاین» تا ۱.۷ میلیارد بشکه ذخیره دارد

دیلی تلگراف گزارش داده است که دولت خاویر میلی در آرژانتین آماده‌ی اعمال تحریم علیه فعالیت‌های حفاری نفت در اطراف جزایر فالکلند است. جزایری که تحت اداره‌ی بریتانیا هست و آرژانتین بر آن‌ها ادعای حاکمیتی دارد. پروژه‌ی اصلی، میدان «سی‌لاین» در شمال جزایر قرار دارد و شرکت بریتانیایی «راک‌هاپر» و شرکت اسراییلی «ناویتاس» در توسعه و بهره‌برداری از آن نقش دارند. برآوردهای گزارش از وجود تا ۱.۷ میلیارد بشکه نفت حکایت دارد و تولید می‌تواند چند دهه ادامه پیدا کند. هم‌زمان، اظهارات ترامپ درباره‌ی توانایی بریتانیا برای دفاع دوباره از جزایر و احتمال بازنگری واشنگتن در موضع خود، بعد تازه‌ای به بحران داده است. ساکنان فالکلند در همه‌پرسی سال ۲۰۱۳ با اکثریت بسیار بالا خواستار ادامه‌ی وضعیت خود به‌عنوان قلمرو برون‌مرزی بریتانیا شده بودند.

نفت، اختلاف تاریخی بر سر حاکمیت را به مساله‌ای مستقیم درباره‌ی رانت منابع تبدیل کرده است. اکنون هر ادعای ارضی بالقوه با میلیاردها دلار درآمد آتی پیوند خورده است. همین موضوع نشان می‌دهد که حاکمیت در سیاست بین‌الملل مفهومی صرفا حقوقی یا هویتی نیست. کنترل سرزمین اغلب به معنای کنترل منابع، مالیات، حق حفاری و مسیر انباشت سرمایه نیز هست.

واکنش ترامپ نیز ماهیت معاملاتی اتحادهای نظامی را عریان می‌کند. اگر حمایت از یک متحد بتواند تحت تاثیر دست‌رسی به نفت، هزینه‌ی دفاعی یا معامله‌ی دیگری قرار گیرد، «اتحاد راه‌بردی» چیزی نخواهد بود مگر رابطه‌ای مبتنی بر موازنه‌ی منافع.