رفتن به محتوای اصلی
اندیشه

نقدی هراکلیتوسی بر خرد خصوصی

۷ دقیقه مطالعه

محمدرضا کریمی

 

این ادعا که «بیشینه‌ی فعالان سیاسی از آزادی سخن می‌گویند؛ اما چنان رفتار می‌کنند که گویی هر یک فهم و خرد اختصاصی خود را دارند» به صورت آماری قابل اثبات نیست؛ اما تکرار گسترده و شباهت ساختاری این رفتار در افراد و جریان‌های سیاسی مختلف، این امکان را در اختیارمان می‌گذارد که آن را بر پایه‌ی شهودِ تیپ‌سازِ متکی بر تجربه‌ی اجتماعی انباشته‌ای، به صورت یک تیپ تحلیلی فراگیر، بازسازی کنیم. «با آن که لوگوس مشترک است، بیش‌تر مردم چنان زندگی می‌کنند که گویی فهمی خصوصی دارند.» این پاره گفتار B2 هراکلیتوس وضعیت بیمارگون یاد شده را نه کم‌بود داده‌ها، که گسست میان امر مشترک و آگاهی خصوصی می‌فهمد. در این جمله، تقابل اصلی، نه میان دو محتوای نظری است و نه بین یک عقیده‌ی درست و عقیده‌ای نادرست. در واقع، تقابلی‌ست میان دو شیوه‌ی پدیدارندگی و اعتباربخشی به داوری. لوگوس، بنا بر تفسیر چارلز کان1، ساختاری است که همه چیز بر اساس آن رخ می‌دهد و از این ‌رو در اصل، عمومی و در دست‌رس همگان است؛ در برابر آن، فرونسیس خصوصی نه تنها نظر شخصی، که ادعای مالکیت انحصاری بر فهم است. فعل «زندگی می‌کنند» نیز نمایاننده‌ی آن است که هراکلیتوس درباره‌ی خطایی انتزاعی سخن نمی‌گوید، بلکه پیرامون شکلی از زیست سخن می‌گوید که در گستره‌اش، فرد خود را از آزمون داوری معاف می‌کند. کان تاکید می‌کند که فرونسیس در این جا علاوه بر «اندیشیدن»، معنای عقل عملی و خرد در تصمیم را نیز حمل می‌کند. بنابراین، پاره‌گفتار B2 دربردارنده‌ی ظرفیتی برای نقد کنش سیاسی است.

کنش‌گر سیاسی معمولا مفاهیمی مانند آزادی، عدالت، مردم، رهایی و عقلانیت را با صورت دستوری و جهان ‌شمول به کار می‌برد. او نمی‌گوید «آزادی برای من مطلوب است»، بلکه می‌گوید «آزادی حق انسان است». همین گذار از میل خصوصی به گزاره‌ی جهان‌شمول، بار اثباتی سنگینی ایجاد می‌کند. کسی که به نام آزادی سخن می‌گوید، باید نشان دهد تعریفش از آزادی، روش تحقق آن و کنش و واکنش‌هایش در برابر دیگران، از سنجه‌های روشنی پیروی می‌کند. در غیر این صورت، مفهوم آزادی به نام مستعار تمنایی خصوصی تبدیل می‌شود. چنان برخورد استعاری‌ای با مفاهیم بنیادین، واژه را در زبان، هم‌چنان کلی نگه می‌دارد و در سپهر کنش، با منافع فرد، سازمان یا فرقه، تعیین می‌شود. این شکاف را می‌توان «خصوصی‌سازی لوگوس» نامید که در خلال آن، کنش‌گر، با مصادره یا ایستادن مقطعی بر زبان امر مشترک، ساز و کارهای مشترک سنجش را نمی‌پذیرد.

مشکل اصلی سیاست معاصر فقدان واژگان اخلاقی نیست. تورم این واژگان است. تقریبا هر نیروی سیاسی خود را مدافع آزادی معرفی می‌کند، زیرا «آزادی» سرمایه‌ای نمادین با توان مشروعیت‌بخشی‌ای بالاست. نبرد بر سر تعیّن مفهوم آن است؛ و گر نه مستبدترین ذهنیت‌ها نیز اکنون خود را مدافعان آزادی می‌خوانند. مصطفی شعاعیان هر ایرادی که داشت، سخنش خطاب به حمید اشرف مبنی بر این که «سازمانی که به هنگام ناتوانی، از پخش اندیشه‌ای که نمی‌پسندد

جلوگیری می‌کند، به هنگام توانایی، آن مغزی را می‌ترکاند که بخواهد اندیشه‌ای کند سوای آن چه سازمان دیکته می‌کند.»2  حاکی از آگاهیش نسبت به وجوهی از ازادی بوده است. تاریخ پر فراز و نشیب جریانات چپ (مساله‌ی سازمان‌های راست از آن رو که به دنبال استشمام بوی آزادی هم نبوده‌اند، حکایتی دیگر است) نشان داده سازمانی که درون خود نقد و گردش قدرت دموکراتیک را تحمل نمی‌کند، نمی‌تواند بیرون از خود مدعی آزادی باشد. تناقض کسی که خشونت را تنها هنگامی که علیه اردوگاه خودش باشد، محکوم می‌کند را باید در فهم هراکلیتوسی از سنجش هم‌خوانی گفتار و ساختار کنش دریافت. لفظ یا مفهومی که تنها برای خودی‌ها معتبر است، هر اندازه جهان‌شمول تکرار شود، باز به عنوان لفظ یا مفهومی خصوصی باقی می‌ماند.

این نکته با پاره گفتار B114 روشن‌تر می‌شود. هراکلیتوس می‌گوید «کسانی که با فهم سخن می‌گویند باید خود را به آن چه برای همه مشترک است متکی کنند، همان‌گونه که شهر به قانون متکی است و حتی استوارتر؛ زیرا قوانین انسانی از قانونی واحد تغذیه می‌شوند.» در این جا خرد سیاسی، دارایی روان‌شناختی درونی فرد نیست. رابطه‌ای ست میان سخن، قانون و ساختار مشترک جهان. قانون نیز صرفا فرمان قدرت حاکم نیست. مجموعه اصول وحدت‌بخش خیل کنش‌گران سیاسی است. نباید از این گفته نتیجه گرفت که هر وفاق موجود یا هر قانون مصوب، خود به ‌خود لوگوس را نمایندگی می‌کند. یان ماکسیمیلیان روبیتش3 دو اصل را از سیاست هراکلیتوسی استخراج می‌کند. نخست این که سنجه‌ای مشترک و مربوط به همه‌ی انسان‌ها در قلمرو سیاسی وجود دارد. دوم آن که، کنش سیاسی فرارونده یا برپایی ساخت قدرتِ درست، مستلزم فهم آن سنجه و به‌کارگیریش در تصمیم سیاسی است. این صورت‌بندی، لوگوس را از «اراده‌ی مشترک» جدا می‌کند. لوگوس محصول جمع جبری ترجیحات یا نتیجه‌ی بازار آرای گوناگون نیست. البته برخلاف روبیتش که در وجهی کانتی، آن را امری پیشینی می‌داند؛ لوگوس سیاسی، ساختاری تا کنون تکامل یافته  و بنیادی برای سنجش تصمیم‌هاست که به شکلی دیالکتیکی همواره برکشانده می‌شود.

آن چنان که روبیتش هشدار داده، نسبت ‌دادن مفهوم مدرنِ اراده‌ی عمومی به هراکلیتوس، نادرست است. بنابراین، در این جا نقد هراکلیتوسی را با دو هدف هم‌زمانِ نقد خودکامگی فردی و خودبسندگی اکثریت، برکشانده‌ایم. فرد نمی‌تواند تمنای خود را حقیقتی عمومی اعلام کند. اکثریت نیز صرفا با اکثریت‌ بودن، حقیقت را فراچنگ نمی‌آورند. همین ‌جا دشوارترین تناقض کنش‌گر سیاسی پدیدار می‌شود. هر کنش‌گر می‌تواند بگوید «لوگوس مشترک است، اما تنها من آن را فهمیده‌ام». در این صورت، آموزه‌ای که قرار بود خرد خصوصی را نقد کند، به ابزار مشروعیت‌بخشی به نخبه‌سالاری معرفتی تبدیل می‌شود.

این وضعیت برای واکاوی کنش‌گران سیاسی تعیین ‌کننده است. همواره این احتمال که منتقد فرقه‌گرایی، فرقه‌ای تازه بسازد یا مخالف رهبرپرستی، اقتدار شخصی خود را در قالب اقتدار نظری بازتولید کند یا مدافع آزادی، آزادی را منحصر به کسانی سازد که «به درستی» (در واقع به سیاق او) می‌اندیشند، وجود دارد. بدین ‌ترتیب، ادعای دست‌رسی به امر مشترک به حق ویژه برای حذف دیگران بدل می‌شود. راه گریز از این دُور، انکار امکان حقیقت یا سقوط در نسبی‌گرایی، بدان گونه که در پسامدرنیسم باب شده، نیست. اگر هر فهمی صرفا خصوصی باشد، نقد استبداد نیز به سلیقه‌ای در برابر سلیقه دیگر فروکاسته می‌شود. راه گریز، تبدیل ادعای فهم به فرآیندهای قابل سنجش است. هیچ فرد یا سازمانی نباید صرف ادعای نمایندگی لوگوس، مردم یا آزادی را دلیل صدق خود بداند. صدق سیاسی باید در نسبت میان اصل اعلام‌ شده، تحلیل وضعیت، ابزارهای کنش، ساختار درونی سازمان و پی‌آمدهای قابل پیش‌بینی ارزیابی شود.

بر این اساس، خرد سیاسی دست‌ کم پنج شرط دارد. نخست، قابلیت تعمیم؛ اصلی که برای دشمن نامعتبر و برای دوست معتبر است، اصل عمومی نیست. دوم، قابلیت لغو در فرآیندی دیالکتیکی؛ کنش‌گر باید امکان خطای داوریش و رفع آن در فرآیند دیالکتیکی را در نظر بگیرد. نظریه‌ای که هر شکست را نادیده گرفته یا به عنوان شاهدی بر حقانیت خود به دیگران می‌فروشد، از قلمرو لوگوس به وادی ایمان بسته کوچ کرده است. سوم، تقارن انتقادی؛ معیار نقد قدرت باید بر قدرت خودی نیز اعمال شود. چهارم، میانجی‌گری نهادی؛ آزادی به جای متبلور شدن در نیات رهبران، باید در حق نقد و گردش مسولیت نمود یابد. پنجم، فهم تضاد؛ امر مشترک به معنای حذف اختلاف نیست. در بیان هراکلیتوسی، وحدت از راه ساختار تنش و تقابل شکل می‌گیرد. ناتوانی انسان‌ها درک خود اختلاف نیست؛ بلکه ندیدن نظم رابطه‌ای است که اضداد را در یک کل به هم پیوند می‌دهد تا در کنش و واکنشی دیالکتیکی، برکشانده شوند. بنابراین، سیاست خردگرایانه، اختلاف را سرکوب نمی‌کند؛ آن را به صورتی سازمان می‌دهد که وحدت جمعی را از نابودی حفظ کند.

آزادی نیز نباید جوهری بی‌تاریخ یا واژه‌ای خودبسنده فرض شود. آزادی همیشه با آزادیِ چه کسی، از چه قیدی، برای انجام چه کاری و با تحمیل چه هزینه‌ای بر چه گروهی، هم‌راه است. کنش‌گر سیاسی هنگامی در دام خرد خصوصی می‌افتد که یکی از این مولفه‌ها را پنهان کند و تعریف دریافتی از موقعیت خود را به صورت ماهیتی جهان‌شمول عرضه کند. آزادی بازار، آزادی سازمان‌یابی، آزادی مالکیت، آزادی از سلطه و آزادی مشارکت سیاسی در شرایط معین با یک‌دیگر تعارض پیدا خواهند کرد. خرد سیاسی با تکرار و به هرز کشاندن لفظ آزادی ره به جایی نخواهد برد؛ بلکه با آشکار کردن این تعارض‌ها و ارایه ملاکی برای تحقق آزادی برای اکثریت استثمار شده‌ی جامعه، معنا پیدا خواهد کرد.

بحران کنش سیاسی امروز، عدم تلاش برای دست‌رسی به خرد تاریخی و قناعت به خرد خصوصی است. ذیل این وضعیت، لفاظی‌ها بدون آن که ذره‌ای با آن چه در اجتماع در سیلان است، مکررا برون‌ریزی می‌شوند. این خود موجب شکل‌گیری خرده‌استبدادهایی شده که ستیزشان با استبدادهای بزرگ‌تر ماهوی نبوده و سنخی از ستیزه بر سر گردآوردن استبدادزدگان بیش‌تر به زیر چتر خود است. بدون کنار انداختن چنین اشکالی، فرد یا گروه، توان پدید آوردن هیچ کنش پیش‌رونده‌ای را نخواهد داشت.

 

 

  1. Kahn, C. H. (1979). The art and thought of Heraclitus: An edition of the fragments with translation and commentary. Cambridge University Press.
  2. شعاعیان، م. (۱۹۷۹). نخستین نامه سرگشاده به چریک‌های فدایی خلق. در شش نامه سرگشاده (ص. ۴۹). انتشارات مزدک.
  3. Robitzsch, J. M. (2018). Heraclitus’ political thought. Apeiron, 51(4), 405–426.
  • برای پاره گفتارهای هراکلیتوس از نسخه‌ی دیلز- کرانتس استفاده شده است.
درباره‌ی نویسنده

روزنامه

تحریریه‌ی روزنامه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *