رفتن به محتوای اصلی
جنگ

از سرگیری حملات آمریکا و ایران پس از فروپاشی وقفه‌ی موقت

۴ دقیقه مطالعه

حملات مجدد آمریکا به ده‌ها هدف در ایران و پاسخ موشکی تهران به پایگاه‌ها و قلمرو کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی، وقفه‌ی کوتاهی را که برای احیای مذاکرات ایجاد شده بود، پایان داد. جنگ اکنون از مرحله‌ی عملیات مقطعی عبور کرده و به چرخه‌ای رسیده است که هر تحرک نظامی‌ای، توجیه دور بعدی را تولید کرده و با گسترده‌تر ساختن اهداف، کشورهای بیش‌تری را در معرض هزینه‌های اقتصادی و انسانی قرار می‌دهد.

فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده نیروهای این کشور در عملیاتی که بیش از دو ساعت به طول انجامیده، ده‌ها هدف وابسته به سپاه پاسداران را در ایران زده‌اند. بنا بر روایت واشنگتن، مراکز فرماندهی، تاسیسات موشکی و پهپادی، سامانه‌های مراقبت ساحلی و توان دریایی ایران در فهرست اهداف قرار داشته‌اند. رسانه‌های دولتی ایران نیز از حمله به چند نقطه در استان بوشهر و اصابت یک پرتابه به ساختمانی مسکونی در قشم خبر دادند.

آمریکا این موج حمله را پاسخ به عملیات موشکی ایران علیه نیروهایش در اردن اعلام کرد. ارتش اردن گفت پنج موشک ورودی را ره‌گیری کرده و تلفاتی گزارش نشده است. کویت نیز اعلام کرد حمله‌ای منتسب به ایران، ساختمانی متعلق به یک شرکت چینی را در شمال این کشور هدف قرار داده و یک کارگر را کشته است. سپاه پاسداران هم مدعی شد پایگاه‌های الازرق در اردن و علی‌السالم در کویت را هدف قرار داده است. ادعای رسانه‌های ایرانی درباره‌ی آسیب‌ دیدن جنگنده‌های اف‌ـ۳۵ در اردن هنوز توسط آمریکا تایید نشده است.

هم‌زمان، دو شناور حامل گاز در بندر دمیاط مصر آتش گرفتند. بررسی اولیه‌ی مقام‌های مصری، پهپاد را عامل حادثه دانسته؛ اما هیچ طرفی مسولیت آن را نپذیرفته است. هنوز نمی‌توان حمله را به ایران یا نیروهای هم‌پیمان آن نسبت داد. با این حال، ورود یک بندر مدیترانه‌ای به جغرافیای آسیب نشان می‌دهد که حتا مسیرهایی که به عنوان جای‌گزین تنگه‌ی هرمز یا بنادر خلیج فارس مطرح شده‌اند نیز از پی‌آمدهای جنگ مصون نیستند.

این درگیری پس از وقفه‌ای چند روزه آغاز شده است. وقفه‌ای که پاکستان کوشید تا از آن برای بازگرداندن دو طرف به میز مذاکرات استفاده کند. اسلام‌آباد گفته است گفت‌وگوها برای عادی‌سازی وضعیت، به‌ویژه در تنگه‌ی هرمز، ادامه دارد. اما گزارش‌های برآمده از چنان گفت‌وگوهایی، در مورد زمان دقیق توقف عملیات، فهرست اهداف ممنوع، شیوه‌ی نظارت، مرجع ثبت نقض‌ها یا پی‌آمد تخلفات، سکوت کرده‌اند. به همین دلیل، آن چه اکنون در حال اجراست، بیش از آن که تلاش برای دست یابی به توافقی الزام‌آور باشد، شکلی از کانال انتقال پیام است.

در اوضاع جاری، منطق تلافی، خود را بازتولید می‌کند. ایران حمله به پایگاه‌های آمریکا را پاسخ به بمباران خاک خود می‌خواند و آمریکا هر حمله به نیروهایش را مبنای از سر گیری عملیاتی تازه قرار می‌دهد. «پاسخ محدود»

مواد سیاسی، تبلیغاتی و نظامی مرحله‌ی بعد را فراهم می‌کند. با هدف قرار گرفتن یک مرکز فرماندهی، سکوی موشکی یا تاسیسات ساحلی، طرف مقابل این حق را برای خود قایل می‌شود که پایگاه میزبان، بندر یا مسیر کشتی‌رانی دیگری را به فهرست اهدافش اضافه کند. در نتیجه، حتی اگر هیچ‌ یک از طرفین رسما خواهان جنگ نامحدود نباشد، سازوکار کنونی آنان به سوی گسترش جنگ می‌کشاند.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، در ساختار فرماندهی آمریکا، گزینه‌ی کارزار هوایی گسترده‌تر علیه ایران مطرحشده است. حامیان این طرح می‌گویند باید توان موشکی ایران چنان کاهش یابد که مصرف موشک‌های ره‌گیر و فشار بر ذخایر دفاعی آمریکا کم‌تر شود. با این وجود، حملات پیشین به مراکز زیرزمینی و کارخانه‌ها، نتوانسته مانع بیرون ‌آوردن پرتاب‌گرها و از سر گیری حملات موشکی و پهپادی شود. بنابراین، افزایش حجم بمباران می‌تواند به جای پایان ‌دادن به چرخه‌ی جنگ، دامنه‌ی تخریب و نیاز به حملات بعدی را بیش‌تر کند.

تا کنون در طرف آمریکایی، هزینه‌ی اصلی‌ بر دوش متحدان آمریکا بوده که پایگاه و فضای عملیاتی در اختیار آمریکا گذاشته‌اند؛ اما اختیار کامل زمان و دامنه‌ی عملیات را ندارند. به این دلیل است که عربستان هر چند با کمک آمریکا مواضع حشد الشعبی را در عراق بمباران کرد؛ اما صراحتا اعلام نموده که به دنبال پایان جنگ است.

کاهش تردد در تنگه‌ی هرمز نیز نشان می‌دهد برای مختل‌ کردن تجارت، بستن رسمی آب‌راه لازم نیست. داده‌های بازتاب‌یافته در گزارش‌های خبری از افت شمار کشتی‌های عبوری در دو هفته‌ی پیاپی حکایت دارد. خطر حمله، افزایش حق بیمه، تغییر مسیر، تاخیر در تحویل و بلاتکلیفی بندرها می‌تواند عبور حقوقی را از نظر اقتصادی ناممکن کند. هزینه‌ی این اختلال از راه قیمت انرژی، حمل‌ و نقل، مواد غذایی و بودجه‌ی عمومی به خانوارها منتقل می‌شود. شرکت‌های بزرگ ممکن است بخشی از زیان را با افزایش قیمت جبران کنند؛ اما مزدبگیران و مصرف‌کنندگان چنین امکانی ندارند.

کاهش ذخایر موشک‌های ره‌گیر و فشار برای افزایش تولید مهمات نشان می‌دهد جنگ ظرفیت صنعتی و مالی طرف‌ها را نیز به دور بعدی مقید می‌کند. هر حمله افزون بر این که هدفی را منهدم می‌کند، سفارش تازه‌ای برای صنایع نظامی و محدودیت بیش‌تری برای هزینه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند.

اکنون مساله این است که چه سازوکاری می‌تواند زنجیره‌ی حمله و تلافی‌جویی‌ها را قطع کند. بازگشت هر باره‌ی جنگ موشکی نشان می‌دهد تا زمانی که رهبران دو طرف اقدام نظامی را برای تقویت موقعیت خود سودمند بدانند، گفت‌وگوهای دیپلماتیک مورد ادعا قادر به متوقف‌ کردن چرخه‌ی حمله و تلافی‌جویی نخواهد بود.

درباره‌ی نویسنده

روزنامه

تحریریه‌ی روزنامه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *