رفتن به محتوای اصلی
اندیشه

نگاهی درون مذهبی به ترامپیسم

۳ دقیقه مطالعه

متن «هنوز صدها پناهگاه کلیسایی وجود دارد»1 در نشریه‌ی مدیکو اینترنشنال، در قالب گفت‌وگویی با میشائل رامینگر، الهی‌دان کاتولیک و از بنیان‌گذاران موسسه‌ی الهیات و سیاست، به بررسی سنت اعتراضی مسیحیت و شکل‌گیری ایدئولوژی تازه‌ای از جنگ به نام دین می‌پردازد. این گفت‌وگو در صفحات ۵۲ تا ۵۷ شماره‌ی دوم سال ۲۰۲۶ نشریه «نامه مدیکو» منتشر شده است. رامینگر در آغاز، کاهش نفوذ هم‌بستگی، برابری حقوقی و جهان‌شمولی را نشانه‌ی سردتر و خشن‌تر شدن فضای اجتماعی دانسته و می‌گوید بازگشت دین در دولت دوم ترامپ، بیش از آن که احیای سنت تاریخی مسیحیت باشد، بازسازی سیاسی دین متناسب با نیازهای قدرت است. به گفته‌ی او، بنیادگرایی اوانجلیکال، کمربند انجیلی و آفرینش‌باوری آمریکایی، زمینه‌ای متفاوت از سنت‌های کلیسایی اروپا ساخته‌اند و در این محیط، زبان دینی می‌تواند به ابزاری برای تعیین دشمن و مشروعیت‌بخشی به جنگ تبدیل شود. در صفحه‌ی ۵۳، گفت‌وگو به پیتر تیل، حامی ترامپ، و تفسیر او از آرماگدون، شر مطلق، «دجال» و «بازدارنده» (Katechon) می‌پردازد. در این روایت، اروپا، ایران یا لیبرالیسم مترقی می‌توانند جایگاه دشمن بیرونی را اشغال کرده و نیروهای مدعی نجات، خود را مانع گسترش آشوب معرفی کنند. رامینگر توضیح می‌دهد که مفاهیم «ضدمسیح» و «بازدارنده» در الهیات رایج مسیحی جایگاهی حاشیه‌ای دارند و کاربرد سیاسی کنونی آن‌ها، بیش‌تر از خوانش کارل اشمیت تاثیر پذیرفته است. او هم‌چنین ناسازگاری درونی این استدلال را نیز برجسته می‌کند. اگر بازدارنده مانع تحقق کامل فاجعه شود، بر پایه‌ی همان روایت، هم‌زمان ظهور دوباره‌ی مسیح و برپایی ملکوت را نیز به تاخیر خواهد انداخت. در صفحه‌ی ۵۴، نقد از جریان ترامپیستی فراتر رفته و متوجه کلیساهای آلمان می‌شود که در سند مربوط به کشیشان نظامی، ضرورت تسلیح و جنگ را مفروض گرفته‌اند. رامینگر این موضع را متابعت نهاد دینی از چارچوب‌های سیاست دولتی خوانده و آن را جدا از سنت مسیحی محبت به همسایه می‌داند. سپس بحث به «نظم محبت» در اندیشه‌ی جی‌دی ونس می‌رسد. ونس این مفهوم را به صورت سلسله ‌مراتبی از تعهد و به شکل نخست خانواده، سپس خیابان، جامعه و در نهایت ملت، تفسیر می‌کند. در برابر این خوانش، گفت‌وگو به تمثیل سامری نیکوکار ارجاع می‌دهد که معیار کمک را نزدیکی هویتی یا ملی نمی‌داند؛ بلکه نیاز فوری انسانی را عاملی تعیین ‌کننده می‌شمارد. بر این اساس، فقر، فلاکت یا تهدید خشونت، ترتیب خانواده، همسایگی و ملت را کنار می‌زند و پرسش اصلی این می‌شود که چه کسی بیش از همه به یاری نیاز دارد. در صفحات ۵۵ و ۵۶، رامینگر میان هم‌دلی و هم‌دردی سیاسی تمایز گذارده و می‌گوید روی‌کرد ترامپیستی، ترحم را نه فضیلتی اجتماعی، بلکه نشانه‌ی ضعف معرفی می‌کند. از نظر او، این موضع با نئولیبرالیسم کلاسیک نیز تفاوت دارد. هر چند نئولیبرالیسم هم‌دردی را محدود و بازاری می‌کرد؛ اما کاملا از میان نمی‌برد. نتیجه‌ی این تغییر، نظمی سخت، جنگی و عاری از تصور برابری انسان‌هاست. او دفاع از ترحم را دفاع از این اصل می‌داند که هر انسان رنج‌ کشیده، مستقل از قوم، فرهنگ یا منفعت مشترک، حقی بی‌قید و شرط برای رهایی از رنج دارد. در همین بخش، از نقش تاریخی مسیحیان در جنبش ضدآپارتاید، جنبش ضدجنگ و شبکه‌های هم‌بستگی یاد می‌شود تا نشان داده شود که سنت مسیحی الزاما به محافظه‌کاری سیاسی یا اطاعت از دولت محدود نبوده است. رامینگر هم‌چنین میان هم‌دردی و هم‌بستگی فرق می‌گذارد. ممکن است هم‌بستگی بر منفعت مشترک استوار شود؛ اما هم‌دردی جهان‌شمول باید رنج کسی که هیچ منفعت مشترک آشکاری با یاری‌رسان ندارد را نیز به رسمیت بشناسد. در صفحه‌ی ۵۷، گفت‌وگو با تاکید بر ضرورت نهادینه ‌شدن این جهان‌شمولی پایان می‌یابد. رامینگر می‌گوید پناهگاه‌های کلیسایی نمونه‌ای عملی از سنتی‌اند که فرمان اداری را در برابر نیاز انسانِ در خطر، مطلق و تخطی‌ناپذیر نمی‌شمارد. گفت‌وگو اختلاف با الهیات سیاسی ترامپیستی را تنها مناقشه‌ای درباره تفسیر کتاب مقدس نمی‌داند؛ بلکه آن را به این مساله پیوند می‌زند که هم‌دردی باید به ‌جای تابعیت از ملت و سیاست دولتی، بر به‌رسمیت ‌شناختن بی‌قیدوشرط حق انسان نیازمند مبتنی باشد.

 

  1. https://www.medico.de/fileadmin/user_upload/media/medico-rundschreiben-02-2026.pdf
درباره‌ی نویسنده

روزنامه

تحریریه‌ی روزنامه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *