رفتن به محتوای اصلی
ایران

در حمایت از اعتصاب زندانیان قزل‌حصار

۳ دقیقه مطالعه

اعتصاب غذای زندانیان واحد دو قزل‌حصار، اقدام جمعیِ کاملا انسانی‌ای علیه حق خودخوانده‌ی دولت برای کشتن انسان‌هاست. بنا بر گزارش هرانا، این اعتراض از ۲۲ تیر ۱۴۰۵، پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر به سلول انفرادی آغاز شد. زندانیان از دریافت جیره غذایی خودداری کردند و اعتراضشان به تحصن در سالن بند و نمایش دست‌نوشته‌های «نه به اعدام» گسترش یافته که تصاویری از آن در شبکه‌های اجتماعی پخش شده است. سازمان حقوق بشر ایران نیز گزارش داده که مطالبه‌ی اعتصاب‌ کنندگان، لغو اعدام در پرونده‌های مواد مخدر بوده و آنان در پیام خود، فقر و محرومیت را از زمینه‌های ورودشان به فعالیت‌های غیرقانونی دانسته‌اند.

از نقاط محوری این اعتراض، این پرسش است که «آیا حکومتی که فردی را بازداشت کرده، مجاز است آخرین امکان تجدیدنظر و جبران خطا را نیز از او بگیرد؟» فرد زندانی دیگر تهدید فوری برای جامعه نیست و زیر کنترل نهادهای امنیتی و قضایی قرار دارد. بنابراین، اعدامش نه به عنوان اقدامی برای دفع خطر، بلکه به منظور نمایش قدرتی که می‌خواهد اختیار نهایی بر زندگی و مرگ را در دست داشته باشد، انجام می‌گیرد.

در ساختار موجود، حتا مجازات مرگ نیز به‌ طور برابر توزیع نمی‌شود! بیش‌ترین قربانیان آن از میان فرودستان، مهاجران، حاشیه‌نشینان و کسانی هستند که به وکیل و دفاع برابر دست‌رسی ندارند. در پرونده‌های مواد مخدر، بسیاری از محکومان از دل فقر، بی‌کاری، بدهی و نبود فرصت‌های اجتماعی وارد شبکه‌هایی شده‌اند که سود اصلی آن‌ها نصیب سازمان‌دهندگان بزرگ می‌شود. دستگاه مجازات، به‌جای پاسخ‌گوکردن ساختارهایی که فقر و آسیب اجتماعی تولید می‌کنند، ضعیف‌ترین حلقه‌ها را حذف کرده و این حذف را به نام عدالت عرضه می‌کند.

این خطر در شرایط جنگی و امنیتی کنونی شدیدتر شده است. جنگ به حکومت امکان داده فضای عمومی را با ترس و کنترل‌های امنیتی اشباع کرده و هر مخالفتی را به خیانت، هم‌کاری با دشمن یا اخلال در امنیت ملی نسبت دهد. حکومت در حال حاضر اعدام را به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و نمایش کنترل سیاسی نیز به کار گرفته است. جنگ و یله شدن طرف‌داران حکومت در خیابان‌ها، توجه افکار عمومی را منحرف کرده و حتا موجب جذب موافقانی برای اعدام نیز شده است.

حمایت از اعتصاب قزل‌حصار به معنای انکار جرم یا نادیده ‌گرفتن رنج قربانیان نیست. جامعه حق دارد از خود در برابر خشونت محافظت کند؛ اما نقش ساختارهای جامعه در پدیداری جرم و ناانسانی بودن اعدام نیز باید در نظر گرفته شود. مجازات می‌تواند بازدارنده و قابل بازبینی باشد، بی‌آنکه حق حیات را سلب کند؛ در حالی که اعدام، هر گونه خطای قضایی را به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر تبدیل خواهد کرد.

زبان رسمی نیز مستمرا خشونت اعدام را پنهان کرده است. عبارت‌هایی مانند «اجرای حکم»، «انتقال به انفرادی» یا «اعمال مجازات» واقعیت را اداری و بی‌طرف جلوه می‌دهند. پشت این واژه‌ها، انسانی قرار دارد که ساعت مرگش تعیین شده، از دیگران جدا شده و در انتظار «کشته‌ شدن» است. اعتصاب کنونی زندانیان، این پرده‌ی زبانی را کنار زده است. اعتراض قزل‌حصار فراتر از نجات هم‌بندان محکوم به اعدامشان، پیش کشیدن این مساله است که هیچ کدام از ما به عنوان افراد جامعه، چنان حقی را به دولت تفویض نکرده‌ایم و حتا اگر بر اساس منافع اقلیتی مستقر در قدرت، چنان اقدامی در حال انجام باشد، در برابر آن ایستاده‌ایم. حمایت از این اعتصاب، دفاع از این اصل است که نباید قتل برنامه‌ریزی ‌شده به عالی‌ترین شکل عدالت معرفی شود.

درباره‌ی نویسنده

روزنامه

تحریریه‌ی روزنامه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *