عنوان «جهان در این هفته: سیاست» در صفحه‌ی ۵، از سر گیریِ درگیری میان آمریکا و ایران به‌ عنوان نشانه‌ی فروپاشی عملی آتش‌بس توصیف می‌شود. دونالد ترامپ محاصره‌ی دریایی شناورهای ایرانی در تنگه‌ی هرمز را دوباره برقرار کرده و دستور حملات تازه‌ای را صادر کرده که هدف اعلام ‌شده‌ی آن، کاهش توان ایران برای حمله به کشتی‌رانی تجاری است. هم‌زمان، ایران حملات خود را به اهدافی در کشورهای منطقه ادامه داده است. کویت و اردن در میان کشورهای هدف قرار گرفته بوده‌اند و دو نفت‌کش اماراتی نیز با موشک‌های کروز آسیب دیدند. آمریکا نیز یک نفت‌کش در مسیر جزیره‌ی خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، را هدف قرار داده است. ترامپ احتمال دریافت عوارض ۲۰ درصدی از کشتی‌های عبوری از تنگه را مطرح کرد، اما به‌ سرعت از این طرح عقب نشست و تشدید تنش موجب افزایش قیمت نفت شد.

عنوان «مردی بی‌برنامه در برابر ایران؛ بن‌بست ترامپ» در صفحه‌ی ۹، مسیر شکستِ توافق موقت توضیح داده می‌شود. پیشنهاد آمریکا در برابر باز شدن تنگه‌ی هرمز و کنار گذاشتن برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای ایران، امکان بازگشت درآمد نفتی و سرمایه‌گذاری گسترده به اقتصاد آسیب ‌دیده از تحریم و جنگ بود. با این حال، اختلاف بر سر معنای یادداشت تفاهمی که یک ماه پیش امضا شده بود، به کانون رویارویی تبدیل شد. متن توافق از ایران می‌خواست برای عبور ایمن و رایگان کشتی‌های تجاری، در دوره‌ای ۶۰ روزه ترتیبات لازم را فراهم کند. ایران این عبارت را به معنای داشتن نقش مدیریتی در تنگه می‌دانست؛ اما آمریکا آن را تعهدی برای عدم ممانعت از رفت ‌و آمد دریایی تلقی می‌کرد. در نیمه‌ی دوره‌ی تعیین‌ شده، دو طرف حملات موشکی و پهپادی را ادامه دادند، شرکت‌های کشتی‌رانی حتا با وجود پیشنهاد حفاظت آمریکا، از عبور خودداری کردند و گفت‌وگوها درباره‌ی مواد هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم پیش‌رفتی نداشت. آمریکا در هفته‌های نخستِ اجرای توافق، اجازه داده بود نفت ایران دوباره در بازارهای بین‌المللی فروخته شود؛ اما با تشدید درگیری، تحریم و محاصره را بازگرداند. تهدیدهای ترامپ علیه پل‌ها و نیروگاه‌های ایران و طرح احتمالی تصرف جزیره‌ی خارک نیز مطرح شد که گزارش یادآور می‌شود در صورت وقوع چنین امری، نیروهای مستقر در خارک در معرض موشک‌ها و پهپادهای ایران قرار می‌گرفتند و تصرف آن نیز مساله‌ی عبور از تنگه‌ی هرمز را حل نمی‌کرد.

عنوان «آینده‌ی اسراییل در کفه‌ی ترازو» در صفحات ۱۶ و ۱۷، جنگ با ایران در چارچوب پی‌آمدهای نظامی و سیاسی چند جنگ پیاپیِ اسراییل بررسی می‌شود. بنیامین نتانیاهو در آستانه‌ی انتخابات اسراییل بر قدرت نظامی و مالی کشور تاکید می‌کرد؛ اما ارتش اسراییل، هم‌چنان در غزه، جنوب لبنان و سوریه، درگیر و با فشار ناشی از طولانی ‌شدن عملیات روبه‌رو است. این گزارش می‌گوید اسراییل، با وجود پشتیبانی مستقیم قدرت نظامی آمریکا در دو جنگ، نتوانسته برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ایران را نابود یا حکومت ایران را سرنگون سازد. نتانیاهو در کارزار انتخاباتی خود ترور رهبران حماس، حزب‌الله و ایران و انهدام زیرساخت‌های نظامی را فهرست کرده؛ اما این اقدامات به پایان جنگ‌ها یا تحقق اهداف اعلامی منجر نشده است. تداوم جنگ روابط اسراییل با شرکای منطقه‌ای و غربی را نیز فرسوده کرده است. براساس متن، حتا امارات که برای مقابله با حملات ایران از سامانه‌های دفاع موشکی اسرای یلی استفاده کرده نیز تمایلی به آشکار کردن نزدیکی سیاسی با تل‌آویو نشان نداده است. هم‌چنین، مخالفان نتانیاهو با وجودی که هنوز برنامه‌ی منسجمی برای پایان ‌دادن به جنگ‌های جاری ارایه نداده‌اند، از نتایج نامشخص جنگ‌ها و فشار وارده بر ارتش و نیروهای ذخیره انتقاداتی داشته‌اند.

عنوان «تنگه‌ی هرمز؛ تنگ‌نایی ساخته‌ی دست خودشان» که در صفحات ۴۱ و ۴۲ منتشر شده است، از هفت شب حملات متقابل پس از ۷ ژوئیه سخن می‌گوید. بر اساس ادعای متن، در آغاز این دور، ایران

به سه کشتی در تنگه حمله کرد و آمریکا نیز حملات خود را در جنوب ایران و پیرامون تنگه‌ی هرمز آغاز کرد. هر دو طرف، دامنه‌ی حملات را محدود نگه داشته و آمریکا عمدتا اهداف جنوبی ایران را زد و ایران از حمله‌ی مستقیم به زیرساخت‌های غیرنظامی کشورهای خلیج فارس خودداری کرد. با این حال، محاصره‌ی دوباره‌ی کشتی‌رانی ایران، لغو معافیت فروش نفت و تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی، بخش عمده‌ی یادداشت تفاهم را بی‌اثر کرد. اختلاف اصلی به مسیرهای دریایی مربوط بود. مسیر معمول عبور، کریدوری شش‌ مایلی در آب‌های عمیق است؛ اما مین‌ها کشتی‌ها را به مسیر شمالی در آب‌های ایران یا مسیر جنوبی نزدیک عمان سوق داده بودند. نیروی دریایی آمریکا نفت‌کش‌ها را در مسیر جنوبی هم‌راهی می‌کرد و سازمان ملل نیز استفاده از آن را توصیه کرده بود. ایران این مسیر را تهدیدی علیه ادعای کنترل خود بر تنگه‌ی هرمز می‌دانست. کاهش اعتماد شرکت‌های کشتی‌رانی سبب شد شمار عبورها از ۳۶ کشتی در یک هفته به ۱۱ کشتی در ۱۲ ژوئیه برسد. قیمت نفت برنت نیز پس از تشدید حملات افزایش یافت. برآورد خسارت جنگ به اقتصاد ایران ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام شده بود و حکومت برای دست‌یابی به مزایای مالی، توافق را پذیرفته بود. با این وجود، میان نیروهای متمایل به کاهش فشار اقتصادی و جناح‌هایی که حفظ کنترل هرمز را اهرم راه‌بردی می‌دانستند، اختلاف وجود داشت. بیش از ۳۰۰ حمله‌ی محدود آمریکا در هفت شب رفتار ایران را تغییر نداده و شش هفته بمباران شدیدتر آمریکا و اسراییل نیز توان شلیک موشک و پهپاد از مناطق داخلی را از میان نبرده است. تشدید حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران می‌تواند حملات متقابل به کشورهای خلیج فارس را در پی داشته باشد و اعزام نیروی زمینی نیز گزینه‌ای عملی تلقی نمی‌شود. بازگرداندن محاصره، دو طرف را به دوره‌ی فشار اقتصادی پیش از توافق بازمی‌گرداند؛ اما تضمینی وجود ندارد که ایران بار دیگر همان سطح از محدودیت را بپذیرد. تلاش برای تشکیل ماموریت چند ملیتی نیز با تردید کشورهای اروپایی، ژاپن و دولت‌های خلیج فارس روبه‌رو است. نتیجه‌ی عملی این بن‌بست، آن است که آمریکا نمی‌تواند تنگه را صرفا با بمباران باز کند و ایران نیز از بسته ‌ماندن آن درآمدی به دست نخواهد آورد.

عنوان «عراق؛ دوست چه کسی است؟» که در فهرست، ذیل «عراق، ایران و آمریکا» معرفی شده و در صفحات ۴۲ و ۴۳ ادامه دارد، رقابت زمینی واشنگتن و تهران هم‌گام با نبرد دریایی تنگه‌ی هرمز دنبال می‌شود. علی الزیدی نخستین سفر خارجی خود را به واشنگتن اختصاص داده و وعده‌ی خلع سلاح شبه‌نظامیان وابسته به ایران و کاهش انتقال دلارهای عراقی به ایران را اعلام کرده است. آمریکا پیش‌تر با تهدید تحریم، از بازگشت نوری المالکی ممانعت به عمل آورده بود. الزیدی برای پرداخت حقوق بخش عمومی به درآمد نفت وابسته است. درآمدی که به ‌دلیل جنگ جاری کاهش یافته و افزون بر آن، از مجرای مالی نیویورک عبور می‌کند. بنابراین، در برابر فشار آمریکا آسیب‌پذیر است. شرکت‌های آمریکایی نیز درباره‌ی توسعه‌ی میدان‌های نفتی، ساخت پایانه‌ی گاز مایع و ایجاد خطوط لوله‌ای که هرمز را دور بزند مذاکره کرده‌اند. با این همه، بر اساس ادعای نشریه، حدود سه هزار نیروی شبه‌نظامی از فرمان خلع سلاح سرپیچی کرده و هم‌راه ایران به کشورهای عربی خلیج فارس موشک و پهپاد شلیک کرده‌اند. ارزیابی گزارش این است که هر چند حملات آمریکا و اسراییل بخش‌هایی از ساختار نظامی ایران را تضعیف کرده؛ اما نفوذ ایران در عراق را از میان نبرده است. تغییر فضای عمومی عراق پس از جنگ نیز از آن جا که بخشی از مخالفان پیشین نفوذ تهران، مقاومت ایران در برابر آمریکا را دفاع از حاکمیت تلقی کرده‌اند، به سود ایران توصیف می‌شود.

The Economist. (2026, July 18). The Economist: UK edition, 460(9508).